regrouped forces
نیروهای مجدد سازماندهی شده
regrouped team
تیم مجدد سازماندهی شده
regrouped troops
نیروی مجدد سازماندهی شده
regrouped units
واحد های مجدد سازماندهی شده
regrouped players
بازیکنان مجدد سازماندهی شده
regrouped resources
منابع مجدد سازماندهی شده
regrouped efforts
تلاش های مجدد سازماندهی شده
regrouped data
داده های مجدد سازماندهی شده
regrouped strategies
استراتژی های مجدد سازماندهی شده
regrouped information
اطلاعات مجدد سازماندهی شده
the team regrouped after the break to discuss their strategy.
تیم پس از وقفه مجدداً دور هم جمع شدند تا استراتژی خود را مورد بحث قرار دهند.
after facing challenges, the group regrouped to find a new plan.
پس از مواجهه با چالش ها، گروه مجدداً دور هم جمع شدند تا یک برنامه جدید پیدا کنند.
they regrouped in the conference room to share their findings.
آنها در اتاق کنفرانس مجدداً دور هم جمع شدند تا یافته های خود را به اشتراک بگذارند.
the soldiers regrouped to prepare for the next mission.
سربازان مجدداً دور هم جمع شدند تا برای ماموریت بعدی آماده شوند.
after the storm, the community regrouped to help each other.
پس از طوفان، جامعه مجدداً دور هم جمع شدند تا به یکدیگر کمک کنند.
we regrouped at the end of the day to review our progress.
ما در پایان روز مجدداً دور هم جمع شدیم تا پیشرفت خود را بررسی کنیم.
the committee regrouped to address the feedback received.
کمیته مجدداً دور هم جمع شد تا به بازخورد دریافتی رسیدگی کند.
after the meeting, the participants regrouped to brainstorm ideas.
پس از جلسه، شرکت کنندگان مجدداً دور هم جمع شدند تا ایده پردازی کنند.
they regrouped in smaller teams to tackle specific tasks.
آنها در تیم های کوچکتر مجدداً دور هم جمع شدند تا وظایف خاص را انجام دهند.
following the setback, the organization regrouped to strategize for the future.
پس از پسرفت، سازمان مجدداً دور هم جمع شد تا برای آینده برنامه ریزی کند.
regrouped forces
نیروهای مجدد سازماندهی شده
regrouped team
تیم مجدد سازماندهی شده
regrouped troops
نیروی مجدد سازماندهی شده
regrouped units
واحد های مجدد سازماندهی شده
regrouped players
بازیکنان مجدد سازماندهی شده
regrouped resources
منابع مجدد سازماندهی شده
regrouped efforts
تلاش های مجدد سازماندهی شده
regrouped data
داده های مجدد سازماندهی شده
regrouped strategies
استراتژی های مجدد سازماندهی شده
regrouped information
اطلاعات مجدد سازماندهی شده
the team regrouped after the break to discuss their strategy.
تیم پس از وقفه مجدداً دور هم جمع شدند تا استراتژی خود را مورد بحث قرار دهند.
after facing challenges, the group regrouped to find a new plan.
پس از مواجهه با چالش ها، گروه مجدداً دور هم جمع شدند تا یک برنامه جدید پیدا کنند.
they regrouped in the conference room to share their findings.
آنها در اتاق کنفرانس مجدداً دور هم جمع شدند تا یافته های خود را به اشتراک بگذارند.
the soldiers regrouped to prepare for the next mission.
سربازان مجدداً دور هم جمع شدند تا برای ماموریت بعدی آماده شوند.
after the storm, the community regrouped to help each other.
پس از طوفان، جامعه مجدداً دور هم جمع شدند تا به یکدیگر کمک کنند.
we regrouped at the end of the day to review our progress.
ما در پایان روز مجدداً دور هم جمع شدیم تا پیشرفت خود را بررسی کنیم.
the committee regrouped to address the feedback received.
کمیته مجدداً دور هم جمع شد تا به بازخورد دریافتی رسیدگی کند.
after the meeting, the participants regrouped to brainstorm ideas.
پس از جلسه، شرکت کنندگان مجدداً دور هم جمع شدند تا ایده پردازی کنند.
they regrouped in smaller teams to tackle specific tasks.
آنها در تیم های کوچکتر مجدداً دور هم جمع شدند تا وظایف خاص را انجام دهند.
following the setback, the organization regrouped to strategize for the future.
پس از پسرفت، سازمان مجدداً دور هم جمع شد تا برای آینده برنامه ریزی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید