reimbues

[ایالات متحده]/ˌriːɪmˈbɜːs/
[بریتانیا]/ˌriːɪmˈbɜːrs/

ترجمه

v. به گونه‌ای که هزینه‌ها را جبران کند

جملات نمونه

the company reimburses employees for business travel expenses.

شرکت هزینه‌های سفر کاری کارکنان را جبران می‌کند.

my health insurance reimburses me for medical costs.

بیمه سلامت من هزینه‌های پزشکی من را جبران می‌کند.

the employer reimburses tuition fees for professional development.

کارفرما هزینه‌های دستمزد را برای توسعه حرفه‌ای جبران می‌کند.

our policy reimburses reasonable accommodation expenses.

سیاست ما هزینه‌های اقامت منطقی را جبران می‌کند.

the grant reimburses researchers for laboratory equipment purchases.

grant هزینه‌های خرید تجهیزات آزمایشگاهی محققان را جبران می‌کند.

the client reimburses consulting fees upon invoice approval.

مشتری هزینه‌های مشاوره را پس از تأیید فاکتور جبران می‌کند.

the program reimburses farmers for crop insurance premiums.

برنامه هزینه‌های بیمه محصولات کشاورزان را جبران می‌کند.

the organization reimburses volunteers for transportation costs.

سازمان هزینه‌های حمل و نقل داوطلبان را جبران می‌کند.

the contract reimburses all documented project expenses.

قرارداد هزینه‌های پروژه‌های ثبت شده را جبران می‌کند.

the university reimburses faculty for conference attendance.

دانشگاه هزینه‌های حضور در کنفرانس‌ها را برای کارکنان جبران می‌کند.

the government reimburses small businesses for safety equipment costs.

دولت هزینه‌های تجهیزات ایمنی کسب و کارهای کوچک را جبران می‌کند.

the foundation reimburses artists for material expenses.

بنیاد هزینه‌های مواد هنرمندان را جبران می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید