rejecter of ideas
رد کننده ایده ها
rejecter of proposals
رد کننده پیشنهادات
rejecter of change
رد کننده تغییرات
rejecter of norms
رد کننده هنجارها
rejecter of offers
رد کننده پیشنهادها
rejecter of rules
رد کننده قوانین
rejecter of feedback
رد کننده بازخورد
rejecter of authority
رد کننده اقتدار
rejecter of traditions
رد کننده سنت ها
rejecter of standards
رد کننده استانداردها
the rejecter of the proposal voiced strong concerns.
رد کننده پیشنهاد نگرانیهای شدیدی را ابراز کرد.
as a rejecter of conventional norms, she forged her own path.
به عنوان یک فردی که از هنجارهای متعارف سر باز میکرد، مسیر خود را ترسیم کرد.
the rejecter often misses out on valuable opportunities.
رد کننده اغلب فرصتهای ارزشمند را از دست میدهد.
he was labeled a rejecter by his peers for his unconventional ideas.
همکارانش او را به دلیل ایدههای غیرمتعارفش یک فرد سر باز زننده نامیدند.
being a rejecter can lead to social isolation.
سر باز زدن میتواند منجر به انزوا شود.
the rejecter's stance sparked a heated debate.
موضع رد کننده باعث ایجاد یک بحث داغ شد.
she embraced her identity as a rejecter of societal expectations.
او هویت خود را به عنوان یک فردی که از انتظارات جامعه سر باز میکرد، پذیرفت.
the rejecter of the offer had valid reasons for doing so.
رد کننده پیشنهاد دلایل موجهی برای انجام این کار داشت.
understanding the mindset of a rejecter can be challenging.
درک طرز فکر یک فرد سر باز زننده میتواند چالشبرانگیز باشد.
many consider him a rejecter of traditional values.
بسیاری او را به عنوان یک فردی که از ارزشهای سنتی سر باز میزند، در نظر میگیرند.
rejecter of ideas
رد کننده ایده ها
rejecter of proposals
رد کننده پیشنهادات
rejecter of change
رد کننده تغییرات
rejecter of norms
رد کننده هنجارها
rejecter of offers
رد کننده پیشنهادها
rejecter of rules
رد کننده قوانین
rejecter of feedback
رد کننده بازخورد
rejecter of authority
رد کننده اقتدار
rejecter of traditions
رد کننده سنت ها
rejecter of standards
رد کننده استانداردها
the rejecter of the proposal voiced strong concerns.
رد کننده پیشنهاد نگرانیهای شدیدی را ابراز کرد.
as a rejecter of conventional norms, she forged her own path.
به عنوان یک فردی که از هنجارهای متعارف سر باز میکرد، مسیر خود را ترسیم کرد.
the rejecter often misses out on valuable opportunities.
رد کننده اغلب فرصتهای ارزشمند را از دست میدهد.
he was labeled a rejecter by his peers for his unconventional ideas.
همکارانش او را به دلیل ایدههای غیرمتعارفش یک فرد سر باز زننده نامیدند.
being a rejecter can lead to social isolation.
سر باز زدن میتواند منجر به انزوا شود.
the rejecter's stance sparked a heated debate.
موضع رد کننده باعث ایجاد یک بحث داغ شد.
she embraced her identity as a rejecter of societal expectations.
او هویت خود را به عنوان یک فردی که از انتظارات جامعه سر باز میکرد، پذیرفت.
the rejecter of the offer had valid reasons for doing so.
رد کننده پیشنهاد دلایل موجهی برای انجام این کار داشت.
understanding the mindset of a rejecter can be challenging.
درک طرز فکر یک فرد سر باز زننده میتواند چالشبرانگیز باشد.
many consider him a rejecter of traditional values.
بسیاری او را به عنوان یک فردی که از ارزشهای سنتی سر باز میزند، در نظر میگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید