rejecter

[ایالات متحده]/rɪˈdʒɛktə/
[بریتانیا]/rɪˈdʒɛktər/

ترجمه

n. کسی که رد می‌کند یا کنار می‌گذارد؛ کسی که دور می‌ریزد یا رها می‌کند؛ کسی که علیه رأی می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

rejecter of ideas

رد کننده ایده ها

rejecter of proposals

رد کننده پیشنهادات

rejecter of change

رد کننده تغییرات

rejecter of norms

رد کننده هنجارها

rejecter of offers

رد کننده پیشنهادها

rejecter of rules

رد کننده قوانین

rejecter of feedback

رد کننده بازخورد

rejecter of authority

رد کننده اقتدار

rejecter of traditions

رد کننده سنت ها

rejecter of standards

رد کننده استانداردها

جملات نمونه

the rejecter of the proposal voiced strong concerns.

رد کننده پیشنهاد نگرانی‌های شدیدی را ابراز کرد.

as a rejecter of conventional norms, she forged her own path.

به عنوان یک فردی که از هنجارهای متعارف سر باز می‌کرد، مسیر خود را ترسیم کرد.

the rejecter often misses out on valuable opportunities.

رد کننده اغلب فرصت‌های ارزشمند را از دست می‌دهد.

he was labeled a rejecter by his peers for his unconventional ideas.

همکارانش او را به دلیل ایده‌های غیرمتعارفش یک فرد سر باز زننده نامیدند.

being a rejecter can lead to social isolation.

سر باز زدن می‌تواند منجر به انزوا شود.

the rejecter's stance sparked a heated debate.

موضع رد کننده باعث ایجاد یک بحث داغ شد.

she embraced her identity as a rejecter of societal expectations.

او هویت خود را به عنوان یک فردی که از انتظارات جامعه سر باز می‌کرد، پذیرفت.

the rejecter of the offer had valid reasons for doing so.

رد کننده پیشنهاد دلایل موجهی برای انجام این کار داشت.

understanding the mindset of a rejecter can be challenging.

درک طرز فکر یک فرد سر باز زننده می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

many consider him a rejecter of traditional values.

بسیاری او را به عنوان یک فردی که از ارزش‌های سنتی سر باز می‌زند، در نظر می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید