rekindled

[ایالات متحده]/riːˈkɪndəld/
[بریتانیا]/riˈkɪndl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره فعال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rekindled love

بازگشت عشق

rekindled friendship

بازگشت دوستی

rekindled passion

بازگشت اشتیاق

rekindled hope

بازگشت امید

rekindled memories

بازگشت خاطرات

rekindled interest

بازگشت علاقه

rekindled spirit

بازگشت روحیه

rekindled dreams

بازگشت رویاها

rekindled connection

بازگشت ارتباط

rekindled energy

بازگشت انرژی

جملات نمونه

after years apart, their friendship was rekindled.

پس سال‌ها جدایی، دوستی آن‌ها دوباره زنده شد.

the couple rekindled their romance during the vacation.

زوج در طول تعطیلات، عشق خود را دوباره زنده کردند.

he rekindled his passion for painting after attending an art class.

او پس از شرکت در یک کلاس هنری، اشتیاق خود را به نقاشی دوباره زنده کرد.

the community rekindled its spirit through local events.

جامعه با برگزاری رویدادهای محلی، روحیه خود را دوباره زنده کرد.

she rekindled her interest in music by joining a band.

او با پیوستن به یک گروه موسیقی، علاقه خود را به موسیقی دوباره زنده کرد.

they rekindled their love for travel with a trip to europe.

آن‌ها با یک سفر به اروپا، عشق خود را به سفر دوباره زنده کردند.

the book rekindled memories of her childhood.

این کتاب خاطرات دوران کودکی او را دوباره زنده کرد.

his speech rekindled hope among the team members.

سخنرانی او باعث زنده شدن امید در بین اعضای تیم شد.

they rekindled their connection through social media.

آن‌ها از طریق رسانه‌های اجتماعی ارتباط خود را دوباره زنده کردند.

the event rekindled interest in environmental issues.

این رویداد علاقه به مسائل زیست محیطی را دوباره زنده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید