resurfaced

[ایالات متحده]/ˌriːˈsɜːfɪst/
[بریتانیا]/ˌriːˈsɜːrfɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سطح جدیدی را بر روی (یک جاده و غیره) قرار دادن؛ به سطح بازگشتن

عبارات و ترکیب‌ها

resurfaced issues

مشکلات دوباره ظاهر شده

resurfaced memories

خاطرات دوباره ظاهر شده

resurfaced concerns

نگرانی‌های دوباره ظاهر شده

resurfaced evidence

شواهد دوباره ظاهر شده

resurfaced problems

مشکلات دوباره ظاهر شده

resurfaced topics

موضوعات دوباره ظاهر شده

resurfaced rumors

شایعات دوباره ظاهر شده

resurfaced conflicts

درگیری‌های دوباره ظاهر شده

resurfaced trends

روندهای دوباره ظاهر شده

resurfaced discussions

بحث‌ها دوباره ظاهر شده

جملات نمونه

new evidence has resurfaced in the case.

شواهد جدید دوباره در این پروندهه سر برآورده است.

old memories resurfaced during the conversation.

خاطرات قدیمی در طول گفتگو دوباره ظاهر شدند.

the issue resurfaced after several months.

این موضوع پس از چند ماه دوباره مطرح شد.

she resurfaced with a new perspective on life.

او با یک دیدگاه جدید در مورد زندگی دوباره ظاهر شد.

the topic resurfaced at the meeting yesterday.

این موضوع دیروز در جلسه دوباره مطرح شد.

after years, the artist's work resurfaced at the gallery.

پس از سال‌ها، آثار هنرمند دوباره در گالری ظاهر شد.

details about the project have resurfaced in recent discussions.

جزئیات مربوط به پروژه در بحث‌های اخیر دوباره مطرح شده‌اند.

his old habits resurfaced when he returned home.

عادات قدیمی او پس از بازگشت به خانه دوباره ظاهر شدند.

rumors about the celebrity resurfaced on social media.

شایعات مربوط به سلبریتی در رسانه‌های اجتماعی دوباره مطرح شدند.

concerns about safety have resurfaced after the incident.

نگرانی‌ها در مورد ایمنی پس از حادثه دوباره مطرح شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید