remarkedly

[ایالات متحده]/[ˈremɑːkɪdli]/
[بریتانیا]/[ˈremɑːrkɪdli]/

ترجمه


adv. به روشی قابل توجه؛ به‌طرز شگفت‌انگیزی؛ به‌حدی قابل توجه.

عبارات و ترکیب‌ها

remarkedly quiet

remarkedly fast

جملات نمونه

the team performed remarkably well under pressure.

تیم تحت فشار به طرز چشمگیری عملکرد خوبی داشت.

her dedication to the project was remarkably consistent.

تعهد او به پروژه به طرز شگفت‌انگیزی مداوم بود.

the city's recovery from the earthquake was remarkably swift.

بازیابی شهر از زلزله به طرز شگفت‌انگیزی سریع بود.

the child's ability to learn new languages is remarkably fast.

توانایی کودک در یادگیری زبان‌های جدید به طرز شگفت‌انگیزی سریع است.

the old house, despite its age, was remarkably well-preserved.

خانه قدیمی، با وجود قدمت آن، به طرز شگفت‌انگیزی حفظ شده بود.

the new software operates remarkably efficiently.

نرم‌افزار جدید به طرز شگفت‌انگیزی کارآمد عمل می‌کند.

the speaker's eloquence was remarkably captivating.

سخنرانی او به طرز شگفت‌انگیزی جذاب بود.

the landscape changed remarkably after the rainfall.

منظره پس از بارندگی به طرز چشمگیری تغییر کرد.

the company's profits increased remarkably this year.

سود شرکت امسال به طرز چشمگیری افزایش یافت.

the film's special effects were remarkably realistic.

اثرات ویژه فیلم به طرز شگفت‌انگیزی واقعی به نظر می‌رسید.

the student's understanding of the complex topic was remarkably insightful.

درک دانش‌آموز از موضوع پیچیده به طرز شگفت‌انگیزی روشنگرانه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید