remembrances

[ایالات متحده]/rɪˈmɛmbrənsɪz/
[بریتانیا]/rɪˈmɛmbrənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل به یادآوردن یا یادآوری چیزی؛ اقلام یا نشانه‌هایی که به یاد یک شخص یا رویداد نگهداری می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

sweet remembrances

یادهای شیرین

fond remembrances

یادهای صمیمی

cherished remembrances

یادهای گرامی

happy remembrances

یادهای خوش

lasting remembrances

یادهای ماندگار

shared remembrances

یادهای مشترک

vivid remembrances

یادهای زنده

nostalgic remembrances

یادهای نوستالژیک

collective remembrances

یادهای جمعی

personal remembrances

یادهای شخصی

جملات نمونه

the remembrances of our childhood bring me joy.

یادهای دوران کودکی شادی را برای من به ارمغان می‌آورند.

she keeps a journal of her remembrances.

او دفترچه‌ای از یادهایش را نگه می‌دارد.

his remembrances of the trip were vivid and detailed.

یادهای او از سفر، واضح و دقیق بودند.

we shared our remembrances of the old days.

ما یادهایمان از روزهای قدیم را با هم به اشتراک گذاشتیم.

the remembrances of loved ones can be comforting.

یاد کردن از عزیزان می‌تواند تسکین‌بخش باشد.

her remembrances often inspire her writing.

یادهای او اغلب الهام‌بخش نویسندگی‌اش هستند.

he has many remembrances from his time in college.

او خاطرات زیادی از دوران تحصیلش دارد.

they created a scrapbook filled with remembrances.

آنها یک آلبوم پر از یادها درست کردند.

remembrances of past events can shape our future.

یاد از وقایع گذشته می‌تواند آینده ما را شکل دهد.

her remembrances of family gatherings are cherished.

یادهای او از دورهمی‌های خانوادگی گرامی‌داشت شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید