vestige

[ایالات متحده]/ˈvestɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈvestɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ردپا؛ بقایا؛ اندام تحلیل رفته
Word Forms
جمعvestiges

جملات نمونه

No vestige of a change appeared.

هیچ نشانه‌ای از تغییر ظاهر نشد.

There is not a vestige of truth in the report.

هیچ ردی از حقیقت در گزارش وجود ندارد.

the vestiges of an ancient civilization

آثار باستانی تمدن باستانی

vestiges of an ancient civilization

آثار تمدن باستانی

There’s not a vestige of truth in the witness’s statement.

هیچ ردی از حقیقت در اظهارات شاهد وجود ندارد.

he waited patiently, but without a vestige of sympathy.

او با حوصله منتظر ماند، اما هیچ ردی از دلسوزی نشان نداد.

These upright stones are the vestiges of some ancient religion.

این سنگ‌های عمودی بقایای یک دین باستانی هستند.

some last vestige of native wit prompted Guy to say nothing.

آخرین بقایای هوش ذاتی باعث شد که Guy چیزی نگوید.

over twenty years the last vestiges of a rural economy were erased.

در طول بیش از بیست سال، آخرین بقایای اقتصاد روستایی از بین رفت.

the age-old fear that the mob may organize to destroy the last vestiges of civilized life.

ترس کهنه‌تر از این که گنگ ممکن است برای نابودی آخرین بقایای زندگی متمدنانه سازماندهی شود.

tendrils trifurcate, sometimes tip of lower tendril branch with vestiges of abortive inflorescences.

ساقه های پیچنده سه شاخه می شوند، گاهی نوک شاخه ساقه پیچنده پایین با بقایای خوشه‌های گل ناموفق.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید