renouncers

[ایالات متحده]/[rɪˈnaʊ.nsə]/
[بریتانیا]/[rɪˈnaʊ.nsə]/

ترجمه

n. افرادی که چیزی را انکار می‌کنند؛ کسانی که از ادعا یا حقی دست می‌کشند؛ افرادی که یک موقعیت یا نقش را رها می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

former renouncers

سرنوشت‌سودگان سابق

renouncers' stories

داستان‌های سرنوشت‌سودان

becoming renouncers

تبدیل شدن به سرنوشت‌سود

جملات نمونه

the renouncers of the old ways faced considerable opposition.

رهروان روش‌های کهن با مخالفت‌های قابل توجهی روبرو شدند.

he was a vocal renouncer of the company's policies.

او یک منتقد آشکار سیاست‌های شرکت بود.

many renouncers sought spiritual enlightenment in the mountains.

بسیاری از منتقدان به دنبال روشنگری معنوی در کوه‌ها بودند.

the renouncers of violence advocated for peaceful resolution.

منتقدان خشونت از حل و فصل مسالمت‌آمیز حمایت می‌کردند.

she became a passionate renouncer of consumerism after traveling abroad.

او پس از سفر به خارج از کشور به یک منتقد پرشور مصرف‌گرایی تبدیل شد.

the group of renouncers gathered to discuss their shared beliefs.

گروه منتقدان برای بحث در مورد باورهای مشترک خود گرد هم آمدند.

he was a staunch renouncer of the corrupt political system.

او یک منتقد استوار نظام سیاسی فاسد بود.

the renouncers of materialism valued experiences over possessions.

منتقدان مادی‌گرایی، تجربیات را بر دارایی‌ها ترجیح می‌دادند.

she is a committed renouncer of all forms of discrimination.

او یک منتقد متعهد از همه اشکال تبعیض است.

the renouncers of the status quo challenged the existing power structures.

منتقدان وضعیت موجود ساختارهای قدرت موجود را به چالش کشیدند.

they are dedicated renouncers of harmful environmental practices.

آنها منتقدان متعهد روش‌های زیست‌محیطی مضر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید