rephrased statement
بیانیه بازنویسی شده
rephrased question
پرسش بازنویسی شده
rephrased text
متن بازنویسی شده
rephrased idea
ایده بازنویسی شده
rephrased version
نسخه بازنویسی شده
rephrased comment
نظرات بازنویسی شده
rephrased sentence
جمله بازنویسی شده
rephrased proposal
پیشنهاد بازنویسی شده
rephrased feedback
بازخورد بازنویسی شده
rephrased response
پاسخ بازنویسی شده
she rephrased the question for better understanding.
او سوال را برای درک بهتر بازنویسی کرد.
the teacher asked him to rephrase his answer.
معلم از او خواست تا پاسخ خود را بازنویسی کند.
can you rephrase this sentence in simpler terms?
آیا می توانید این جمله را به زبان ساده تر بازنویسی کنید؟
he rephrased the instructions to avoid confusion.
او دستورالعمل ها را برای جلوگیری از سردرگمی بازنویسی کرد.
the editor suggested that she rephrase the article.
ویراستار پیشنهاد کرد که او مقاله را بازنویسی کند.
rephrased statements can sometimes clarify meaning.
عبارات بازنویسی شده گاهی اوقات می توانند معنا را روشن کنند.
she rephrased her proposal to make it more persuasive.
او پیشنهاد خود را بازنویسی کرد تا آن را متقاعد کننده تر کند.
it's important to rephrase feedback constructively.
مهم است که بازخورد را به طور سازنده بازنویسی کنید.
he often rephrases his thoughts before speaking.
او اغلب قبل از صحبت کردن افکار خود را بازنویسی می کند.
they rephrased the policy to make it clearer.
آنها سیاست را برای واضح تر کردن آن بازنویسی کردند.
rephrased statement
بیانیه بازنویسی شده
rephrased question
پرسش بازنویسی شده
rephrased text
متن بازنویسی شده
rephrased idea
ایده بازنویسی شده
rephrased version
نسخه بازنویسی شده
rephrased comment
نظرات بازنویسی شده
rephrased sentence
جمله بازنویسی شده
rephrased proposal
پیشنهاد بازنویسی شده
rephrased feedback
بازخورد بازنویسی شده
rephrased response
پاسخ بازنویسی شده
she rephrased the question for better understanding.
او سوال را برای درک بهتر بازنویسی کرد.
the teacher asked him to rephrase his answer.
معلم از او خواست تا پاسخ خود را بازنویسی کند.
can you rephrase this sentence in simpler terms?
آیا می توانید این جمله را به زبان ساده تر بازنویسی کنید؟
he rephrased the instructions to avoid confusion.
او دستورالعمل ها را برای جلوگیری از سردرگمی بازنویسی کرد.
the editor suggested that she rephrase the article.
ویراستار پیشنهاد کرد که او مقاله را بازنویسی کند.
rephrased statements can sometimes clarify meaning.
عبارات بازنویسی شده گاهی اوقات می توانند معنا را روشن کنند.
she rephrased her proposal to make it more persuasive.
او پیشنهاد خود را بازنویسی کرد تا آن را متقاعد کننده تر کند.
it's important to rephrase feedback constructively.
مهم است که بازخورد را به طور سازنده بازنویسی کنید.
he often rephrases his thoughts before speaking.
او اغلب قبل از صحبت کردن افکار خود را بازنویسی می کند.
they rephrased the policy to make it clearer.
آنها سیاست را برای واضح تر کردن آن بازنویسی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید