rephrased

[ایالات متحده]/riːˈfreɪzd/
[بریتانیا]/riˈfreɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با کلمات متفاوت بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rephrased statement

بیانیه بازنویسی شده

rephrased question

پرسش بازنویسی شده

rephrased text

متن بازنویسی شده

rephrased idea

ایده بازنویسی شده

rephrased version

نسخه بازنویسی شده

rephrased comment

نظرات بازنویسی شده

rephrased sentence

جمله بازنویسی شده

rephrased proposal

پیشنهاد بازنویسی شده

rephrased feedback

بازخورد بازنویسی شده

rephrased response

پاسخ بازنویسی شده

جملات نمونه

she rephrased the question for better understanding.

او سوال را برای درک بهتر بازنویسی کرد.

the teacher asked him to rephrase his answer.

معلم از او خواست تا پاسخ خود را بازنویسی کند.

can you rephrase this sentence in simpler terms?

آیا می توانید این جمله را به زبان ساده تر بازنویسی کنید؟

he rephrased the instructions to avoid confusion.

او دستورالعمل ها را برای جلوگیری از سردرگمی بازنویسی کرد.

the editor suggested that she rephrase the article.

ویراستار پیشنهاد کرد که او مقاله را بازنویسی کند.

rephrased statements can sometimes clarify meaning.

عبارات بازنویسی شده گاهی اوقات می توانند معنا را روشن کنند.

she rephrased her proposal to make it more persuasive.

او پیشنهاد خود را بازنویسی کرد تا آن را متقاعد کننده تر کند.

it's important to rephrase feedback constructively.

مهم است که بازخورد را به طور سازنده بازنویسی کنید.

he often rephrases his thoughts before speaking.

او اغلب قبل از صحبت کردن افکار خود را بازنویسی می کند.

they rephrased the policy to make it clearer.

آنها سیاست را برای واضح تر کردن آن بازنویسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید