restyled

[ایالات متحده]/[ˈrɪˌstaɪld]/
[بریتانیا]/[ˈrɪˌstaɪld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره سبک دادن؛ باز طراحی کردن.؛ دوباره یک سبک یا ظاهر دادن.
adj. دوباره سبک گرفته شده.

عبارات و ترکیب‌ها

restyled hair

شعر بازسازی شده

restyled apartment

آپارتمان بازسازی شده

restyled furniture

مبلمان بازسازی شده

completely restyled

کاملاً بازسازی شده

restyled look

نگاه بازسازی شده

restyled image

تصویر بازسازی شده

جملات نمونه

the vintage car was restyled with a modern, sleek finish.

ماشین کلاسیک با یک ظاهر مدرن و لطیف بازسازی شد.

she restyled her hair with vibrant purple highlights.

او موی خود را با نورهای رنگی بنفش بازسازی کرد.

the company restyled its logo to appeal to a younger audience.

شرکت لوگوی خود را بازسازی کرد تا جذب جوان‌ترین مخاطب را داشته باشد.

the apartment was restyled with minimalist decor.

آپارتمان بازسازی شد و با دکوراسیون مینیمالیستی تزیین شد.

he restyled the website to improve user experience.

او وب‌سایت را بازسازی کرد تا تجربه کاربری را بهبود بخشد.

the furniture was restyled with a fresh coat of paint.

مبلمان با یک لایه جدید رنگ بازسازی شد.

the fashion designer restyled the classic trench coat.

طراح مد کلاسیک کوآت را بازسازی کرد.

the kitchen was restyled with new cabinets and countertops.

آشپزخانه بازسازی شد و با کابینت‌های جدید و سطوح کاری جدید تزیین شد.

the band restyled their sound, incorporating electronic elements.

گروه موسیقی صدای خود را بازسازی کرد و عناصر الکترونیکی را اضافه کرد.

the store restyled its layout to encourage browsing.

فروشگاه چیدمان خود را بازسازی کرد تا بازدید کنندگان را تشویق کند.

the garden was restyled with a japanese theme.

باغچه بازسازی شد و با یک موضوع ژاپنی تزیین شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید