restyled hair
شعر بازسازی شده
restyled apartment
آپارتمان بازسازی شده
restyled furniture
مبلمان بازسازی شده
completely restyled
کاملاً بازسازی شده
restyled look
نگاه بازسازی شده
restyled image
تصویر بازسازی شده
the vintage car was restyled with a modern, sleek finish.
ماشین کلاسیک با یک ظاهر مدرن و لطیف بازسازی شد.
she restyled her hair with vibrant purple highlights.
او موی خود را با نورهای رنگی بنفش بازسازی کرد.
the company restyled its logo to appeal to a younger audience.
شرکت لوگوی خود را بازسازی کرد تا جذب جوانترین مخاطب را داشته باشد.
the apartment was restyled with minimalist decor.
آپارتمان بازسازی شد و با دکوراسیون مینیمالیستی تزیین شد.
he restyled the website to improve user experience.
او وبسایت را بازسازی کرد تا تجربه کاربری را بهبود بخشد.
the furniture was restyled with a fresh coat of paint.
مبلمان با یک لایه جدید رنگ بازسازی شد.
the fashion designer restyled the classic trench coat.
طراح مد کلاسیک کوآت را بازسازی کرد.
the kitchen was restyled with new cabinets and countertops.
آشپزخانه بازسازی شد و با کابینتهای جدید و سطوح کاری جدید تزیین شد.
the band restyled their sound, incorporating electronic elements.
گروه موسیقی صدای خود را بازسازی کرد و عناصر الکترونیکی را اضافه کرد.
the store restyled its layout to encourage browsing.
فروشگاه چیدمان خود را بازسازی کرد تا بازدید کنندگان را تشویق کند.
the garden was restyled with a japanese theme.
باغچه بازسازی شد و با یک موضوع ژاپنی تزیین شد.
restyled hair
شعر بازسازی شده
restyled apartment
آپارتمان بازسازی شده
restyled furniture
مبلمان بازسازی شده
completely restyled
کاملاً بازسازی شده
restyled look
نگاه بازسازی شده
restyled image
تصویر بازسازی شده
the vintage car was restyled with a modern, sleek finish.
ماشین کلاسیک با یک ظاهر مدرن و لطیف بازسازی شد.
she restyled her hair with vibrant purple highlights.
او موی خود را با نورهای رنگی بنفش بازسازی کرد.
the company restyled its logo to appeal to a younger audience.
شرکت لوگوی خود را بازسازی کرد تا جذب جوانترین مخاطب را داشته باشد.
the apartment was restyled with minimalist decor.
آپارتمان بازسازی شد و با دکوراسیون مینیمالیستی تزیین شد.
he restyled the website to improve user experience.
او وبسایت را بازسازی کرد تا تجربه کاربری را بهبود بخشد.
the furniture was restyled with a fresh coat of paint.
مبلمان با یک لایه جدید رنگ بازسازی شد.
the fashion designer restyled the classic trench coat.
طراح مد کلاسیک کوآت را بازسازی کرد.
the kitchen was restyled with new cabinets and countertops.
آشپزخانه بازسازی شد و با کابینتهای جدید و سطوح کاری جدید تزیین شد.
the band restyled their sound, incorporating electronic elements.
گروه موسیقی صدای خود را بازسازی کرد و عناصر الکترونیکی را اضافه کرد.
the store restyled its layout to encourage browsing.
فروشگاه چیدمان خود را بازسازی کرد تا بازدید کنندگان را تشویق کند.
the garden was restyled with a japanese theme.
باغچه بازسازی شد و با یک موضوع ژاپنی تزیین شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید