reprobation

[ایالات متحده]/ˌrɛprəˈbeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌrɛprəˈbeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ابراز نارضایتی یا محکومیت؛ وضعیت رد شده یا محکوم شده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

public reprobation

تقبیح عمومی

moral reprobation

تقبیح اخلاقی

social reprobation

تقبیح اجتماعی

reprobation of actions

تقبیح اعمال

reprobation by peers

تقبیح توسط همسالان

harsh reprobation

تقبیح شدید

reprobation from society

تقبیح از سوی جامعه

reprobation of beliefs

تقبیح باورها

general reprobation

تقبیح کلی

reprobation of conduct

تقبیح رفتار

جملات نمونه

his actions drew reprobation from the community.

اقدامات او باعث تنفر جامعه شد.

she faced reprobation for her controversial remarks.

او به دلیل اظهارات بحث برانگیزش با تنفر روبرو شد.

the reprobation of his peers made him reconsider his choices.

تنفر همسالان او باعث شد تا انتخاب های خود را دوباره بررسی کند.

public reprobation can sometimes lead to significant change.

تنفر عمومی گاهی اوقات می تواند منجر به تغییرات قابل توجهی شود.

he was met with reprobation after his scandal was revealed.

پس از افشای رسوایی او، با تنفر مواجه شد.

her decision was met with widespread reprobation.

تصمیم او با تنفر گسترده مواجه شد.

reprobation from authority figures can be particularly harsh.

تنفر از چهره های قدرت می تواند به ویژه شدید باشد.

he felt the weight of reprobation after his mistake.

پس از اشتباهش سنگینی تنفر را احساس کرد.

reprobation can serve as a deterrent to bad behavior.

تنفر می تواند به عنوان یک بازدارنده برای رفتار بد عمل کند.

she was surprised by the reprobation she received online.

او از تنفری که به صورت آنلاین دریافت کرد، متعجب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید