reproved

[ایالات متحده]/rɪˈpruːvd/
[بریتانیا]/rɪˈpruːvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مفعولی reprove; سرزنش کردن یا انتقاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reproved behavior

رفتار نکوهش‌شده

reproved child

کودک نکوهش‌شده

reproved actions

اقدامات نکوهش‌شده

reproved student

دانش‌آموز نکوهش‌شده

reproved conduct

رفتار نکوهش‌شده

reproved attitude

نگاه نکوهش‌شده

reproved remarks

اظهارات نکوهش‌شده

reproved decisions

تصمیمات نکوهش‌شده

reproved words

کلمات نکوهش‌شده

جملات نمونه

she reproved him for being late to the meeting.

او را به دلیل دیر رسیدن به جلسه توبیخ کرد.

the teacher reproved the students for their lack of effort.

معلم دانش‌آموزان را به دلیل نداشتن تلاش کافی توبیخ کرد.

he felt hurt when his friend reproved him harshly.

او احساس ناراحتی کرد وقتی دوستش به شدت او را توبیخ کرد.

after being reproved, she promised to improve her behavior.

پس از توبیخ، او قول داد که رفتار خود را بهبود بخشد.

the manager reproved the team for missing the deadline.

مدیر تیم را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر توبیخ کرد.

he reproved himself for not studying harder.

او خودش را به دلیل تلاش نکردن بیشتر سرزنش کرد.

the coach reproved the players for their lack of discipline.

مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن نظم توبیخ کرد.

she reproved her child for not cleaning up his room.

او فرزندش را به دلیل تمیز نکردن اتاقش توبیخ کرد.

they were reproved by their parents for staying out late.

آنها به دلیل دیر خوابیدن توسط والدینشان توبیخ شدند.

he was reproved by his colleagues for his unprofessional behavior.

او به دلیل رفتار غیرحرفه‌ای‌اش توسط همکارانش توبیخ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید