resident-led

[ایالات متحده]/[ˈrezɪdənt led]/
[بریتانیا]/[ˈrezɪdənt led]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به‌وسیله ساکنین رانده یا هدایت شده؛ توسط ساکنین شروع و مدیریت شده.؛ مربوط به مبادرات یا پروژه‌هایی که اغلب توسط ساکنین مدیریت و کنترل می‌شوند.
n. یک سیستم یا رویکرد که در آن ساکنین فعالانه مبادرات را رهبری و مدیریت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

resident-led initiatives

پروژه‌های رهبری شهروند

resident-led planning

برنامه‌ریزی رهبری شهروند

resident-led projects

پروژه‌های رهبری شهروند

being resident-led

رهبری شهروند

resident-led approach

رویکرد رهبری شهروند

resident-led design

طراحی رهبری شهروند

resident-led change

تغییر رهبری شهروند

resident-led development

توسعه رهبری شهروند

resident-led discussions

بحث‌های رهبری شهروند

resident-led vision

دیدگاه رهبری شهروند

جملات نمونه

the resident-led initiative focused on improving local parks.

این مبادرت مبادرتی از سوی ساکنین بر روی بهبود پارک‌های محلی متمرکز بود.

we need resident-led discussions to understand community concerns.

ما نیاز داریم که بحث‌هایی مبادرتی از سوی ساکنین برای درک نگرانی‌های جامعه داشته باشیم.

the city council supported the resident-led neighborhood watch program.

شورای شهر برنامه نگهبانی محلی را که توسط ساکنین راه‌اندازی شده بود، حمایت کرد.

a resident-led task force will address the traffic safety issues.

یک گروه وظیفه‌ای مبادرتی از سوی ساکنین برای برخورد با مسائل ایمنی ترافیکی تشکیل خواهد شد.

the resident-led survey revealed a need for more green spaces.

پرسش‌نامه‌ای که توسط ساکنین انجام شد، نیاز به فضای سبز بیشتر را نشان داد.

successful projects often involve resident-led planning and design.

پروژه‌های موفق اغلب شامل برنامه‌ریزی و طراحی مبادرتی از سوی ساکنین می‌شود.

the resident-led campaign advocated for better public transportation.

حمله‌ای که توسط ساکنین راه‌اندازی شد، بهبود حمل و نقل عمومی را ترویج داد.

we value resident-led solutions to address local challenges.

ما ارزش مسائل حل شده توسط ساکنین را برای مواجهه با چالش‌های محلی می‌بینیم.

the resident-led workshop provided a platform for sharing ideas.

کارگاهی که توسط ساکنین برگزار شد، یک پلتفرم برای به اشتراک گذاشتن ایده‌ها فراهم کرد.

the resident-led committee manages the community garden effectively.

کمیته‌ای که توسط ساکنین تشکیل شد، به طور مؤثر گیاهان جامعه را مدیریت می‌کند.

it's crucial to empower resident-led groups for positive change.

اهمیت این دارد که گروه‌های مبادرتی از سوی ساکنین را برای تغییر مثبت تقویت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید