respects

[ایالات متحده]/[ˈrespektz]/
[بریتانیا]/[ˈrespektz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس تعجب و احترام نسبت به کسی یا چیزی؛ عبارات لطف و احترام، به ویژه در یک محیط رسمی.
v. نشان دادن احترام به کسی یا چیزی؛ درمان کسی یا چیزی با توجه؛ دیدن چیزی با احترام.
Word Forms
جمعrespectss

عبارات و ترکیب‌ها

in all respects

از همۀ جهات

with respect

با احترام

shows respect

احترام نشان می‌دهد

gained respect

احترام کسب کرد

commands respect

احترام می‌طلبد

beyond respect

فراتر از احترام

due respect

احترام متعهد

respects paid

احترام‌های پرداخته شده

respecting wishes

احترام به آرزوها

in respects

در احترامات

جملات نمونه

the company respects its employees' work-life balance.

شرکت به تعادل زندگی کاری کارکنان خود احترام می گذارد.

she respects his opinion, even when she disagrees.

او به نظر او احترام می گذارد، حتی وقتی که با آن مخالفت می کند.

we respect the privacy of our customers.

ما به حریم خصوصی مشتریان خود احترام می گذاریم.

he respects the traditions of his family.

او به روش‌های سنتی خانواده خود احترام می گذارد.

the judge respects the evidence presented in court.

دیوان به شواهدی که در دادگاه ارائه شده احترام می گذارد.

i respect your decision, even if it's not mine.

من به تصمیم شما احترام می گذارم، حتی اگر آن تصمیم از من نباشد.

the museum respects the artifacts' historical significance.

موزه به اهمیت تاریخی آثار احترام می گذارد.

the team respects the rules of the game.

تیم به قوانین بازی احترام می گذارد.

the government respects the freedom of speech.

دولت به آزادی سخن رسانی احترام می گذارد.

the teacher respects the students' individual learning styles.

معلم به سبک‌های یادگیری فردی دانش آموزان احترام می گذارد.

he respects the efforts of the volunteers.

او به تلاش‌های داوطلبان احترام می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید