restarted system
سیستم مجدداً راه اندازی شد
restarted process
فرآیند مجدداً راه اندازی شد
restarted service
سرویس مجدداً راه اندازی شد
restarted application
برنامه مجدداً راه اندازی شد
restarted device
دستگاه مجدداً راه اندازی شد
restarted server
سرور مجدداً راه اندازی شد
restarted network
شبکه مجدداً راه اندازی شد
restarted session
جلسه مجدداً راه اندازی شد
restarted machine
ماشین مجدداً راه اندازی شد
restarted game
بازی مجدداً راه اندازی شد
the computer restarted after the update.
کامپیوتر پس از بهروزرسانی دوباره راهاندازی شد.
she restarted the game to try a different strategy.
او بازی را دوباره راهاندازی کرد تا یک استراتژی متفاوت را امتحان کند.
the team restarted the project with new goals.
تیم پروژه را با اهداف جدید دوباره راهاندازی کرد.
after the power outage, the system restarted automatically.
پس از قطع برق، سیستم به طور خودکار دوباره راهاندازی شد.
he restarted his workout routine after a long break.
او روتین تمرینی خود را پس از یک استراحت طولانی دوباره شروع کرد.
the server was restarted to improve performance.
سرور برای بهبود عملکرد دوباره راهاندازی شد.
they restarted the meeting to discuss new ideas.
آنها جلسه را دوباره شروع کردند تا در مورد ایدههای جدید بحث کنند.
the app crashed, so i restarted my phone.
برنامه خراب شد، بنابراین من تلفن خود را دوباره راهاندازی کردم.
after the error, the program restarted itself.
پس از خطا، برنامه به طور خودکار دوباره راهاندازی شد.
we restarted the discussion after everyone arrived.
ما بحث را پس از رسیدن همه دوباره شروع کردیم.
restarted system
سیستم مجدداً راه اندازی شد
restarted process
فرآیند مجدداً راه اندازی شد
restarted service
سرویس مجدداً راه اندازی شد
restarted application
برنامه مجدداً راه اندازی شد
restarted device
دستگاه مجدداً راه اندازی شد
restarted server
سرور مجدداً راه اندازی شد
restarted network
شبکه مجدداً راه اندازی شد
restarted session
جلسه مجدداً راه اندازی شد
restarted machine
ماشین مجدداً راه اندازی شد
restarted game
بازی مجدداً راه اندازی شد
the computer restarted after the update.
کامپیوتر پس از بهروزرسانی دوباره راهاندازی شد.
she restarted the game to try a different strategy.
او بازی را دوباره راهاندازی کرد تا یک استراتژی متفاوت را امتحان کند.
the team restarted the project with new goals.
تیم پروژه را با اهداف جدید دوباره راهاندازی کرد.
after the power outage, the system restarted automatically.
پس از قطع برق، سیستم به طور خودکار دوباره راهاندازی شد.
he restarted his workout routine after a long break.
او روتین تمرینی خود را پس از یک استراحت طولانی دوباره شروع کرد.
the server was restarted to improve performance.
سرور برای بهبود عملکرد دوباره راهاندازی شد.
they restarted the meeting to discuss new ideas.
آنها جلسه را دوباره شروع کردند تا در مورد ایدههای جدید بحث کنند.
the app crashed, so i restarted my phone.
برنامه خراب شد، بنابراین من تلفن خود را دوباره راهاندازی کردم.
after the error, the program restarted itself.
پس از خطا، برنامه به طور خودکار دوباره راهاندازی شد.
we restarted the discussion after everyone arrived.
ما بحث را پس از رسیدن همه دوباره شروع کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید