resupplying

[ایالات متحده]/[rɪˈsʌplɪɪŋ]/
[بریتانیا]/[rɪˈsʌplɪɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تامین کردن با یک تأمین جدید چیزی؛ تجدید یا تأمین مجدد کردن؛ (از یک فروشگاه یا تأمین کننده) تأمین کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

resupplying troops

تامین مجدد نیروها

resupplying station

ایستگاه تامین مجدد

resupplying fuel

تامین مجدد سوخت

resupplying efforts

تلاش‌های تامین مجدد

resupplying warehouse

انبار تامین مجدد

resupplying lines

خطوط تامین مجدد

resupplying base

پایگاه تامین مجدد

resupplying inventory

موجودی‌های تامین مجدد

resupplying resources

منابع تامین مجدد

جملات نمونه

the hikers were busy resupplying their water bottles at the spring.

کوه‌نوردان در حال تامین مجدد آب شیشه‌های آب خود در چشمه بودند.

after the expedition, we focused on resupplying the base camp with essential gear.

پس از کاوش، ما روی تامین مجدد امکانات ضروری به اردوگاه پایه کار کردیم.

the cargo ship is scheduled for resupplying the island nation next week.

کشتی باری برای تامین مجدد کشور جزیره‌ای در هفته آینده برنامه‌ریزی شده است.

resupplying the troops in a remote area is a logistical challenge.

تامین مجدد نیروها در یک منطقه دورافتاده یک چالش لجستیکی است.

the store is currently resupplying its shelves after the holiday rush.

فروشگاه در حال تامین مجدد رف‌های خود پس از فروشگاهی در ایام تعطیلات است.

we need to start resupplying our inventory before the sales event.

ما باید قبل از رویداد فروش، تامین مجدد موجودی خود را شروع کنیم.

the research team is resupplying their equipment after the field study.

تیم تحقیق در حال تامین مجدد تجهیزات خود پس از مطالعه میدانی است.

the aid organization is working on resupplying the disaster-stricken region.

سازمان کمک‌های انسانی روی تامین مجدد منطقه‌ای که دچار و자ات شده است کار می‌کند.

resupplying the climbers on mount everest requires careful planning.

تامین مجدد کوه‌نوردان روی کوه اورست نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

the delivery truck is resupplying the convenience store with snacks and drinks.

شاسی تحویل‌دهنده در حال تامین مجدد فروشگاه رفاهی با ناهار و نوشیدنی است.

the team spent the day resupplying their ammunition and rations.

تیم در طول روز به تامین مجدد گلوله‌های خود و غذاها مشغول بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید