retaliator

[ایالات متحده]/[ˌrɪˈteɪliətə(r)]/
[بریتانیا]/[ˌrɪˈteɪliətər]/

ترجمه

n. فردی که در پاداش می‌کند؛ کسی که جبران می‌خواهد.
v. جبران یا پاداش دادن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

potential retaliator

واحد جوابگوی جبری

a swift retaliator

واحد جوابگوی جبری سریع

be a retaliator

به عنوان یک واحد جوابگوی جبری باشید

retaliator profile

پروفایل واحد جوابگوی جبری

identified retaliator

واحد جوابگوی جبری شناسایی شده

former retaliator

واحد جوابگوی جبری سابق

primary retaliator

واحد جوابگوی جبری اصلی

retaliating retaliator

واحد جوابگوی جبری در حال جبر

unlikely retaliator

واحد جوابگوی جبری غیر احتمالی

the retaliator's actions

اقدامات واحد جوابگوی جبری

جملات نمونه

the company hired a skilled retaliator to counter the cyberattack.

شرکت یک پاسخگوی ماهر را استخدام کرد تا به حمله سایبری مواجهه کند.

he was seen as a potential retaliator after the public humiliation.

او پس از افتضاح عمومی به عنوان یک پاسخگوی محتمل دیده می‌شد.

the government feared a swift retaliator response from the neighboring nation.

دولت از پاسخ سریع یک پاسخگوی ملیت مجاور می‌ترسید.

she warned him not to become a vengeful retaliator in this situation.

او به او هشدار داد که در این موقعیت به یک پاسخگوی نفرت‌آمیز تبدیل نشود.

the legal team investigated the possibility of a corporate retaliator.

تیم حقوقی امکان وجود یک پاسخگوی شرکتی را بررسی کرد.

he acted as a retaliator, seeking justice for his family.

او به عنوان یک پاسخگوی عمل کرد تا عدالت را برای خانواده‌اش به دست آورد.

the police questioned a suspected retaliator regarding the vandalism.

پلیس یک فرد مشکوک به پاسخگویی را دربارهٔ آسیب‌رسانی پرسید.

the media portrayed him as a ruthless and determined retaliator.

رسانه‌ها او را به عنوان یک پاسخگوی بی‌رحم و پایدار نمایش دادند.

avoid becoming a reactive and impulsive retaliator, she advised.

او توصیه کرد که به یک پاسخگوی واکنش‌گرا و فوری تبدیل نشوید.

the system was designed to deter any potential retaliator.

این سیستم به گونه‌ای طراحی شد تا هر پاسخگوی محتملی را بازدارد.

he was a calculated retaliator, planning his moves carefully.

او یک پاسخگوی محاسباتی بود که حرکات خود را با دقت برنامه‌ریزی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید