reunions

[ایالات متحده]/riːˈjuːniənz/
[بریتانیا]/riˈjunɪənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دوباره به هم پیوستن پس از یک دوره جدایی

عبارات و ترکیب‌ها

family reunions

همایش‌های خانوادگی

class reunions

همایش‌های کلاسی

school reunions

همایش‌های مدرسه

high school reunions

همایش‌های دبیرستان

college reunions

همایش‌های دانشگاه

annual reunions

همایش‌های سالانه

reunions planning

برنامه‌ریزی همایش‌ها

reunions committee

کمیته همایش‌ها

reunions event

رویداد همایش

جملات نمونه

family reunions are always a joy.

دیدارها و تجمیع خانوادگی همیشه باعث شادی هستند.

reunions can strengthen old friendships.

دیدارها می‌توانند دوستی‌های قدیمی را تقویت کنند.

high school reunions often bring back memories.

دیدار دبیرستان اغلب خاطرات را زنده می‌کند.

we planned a series of reunions for the alumni.

ما مجموعه‌ای از دیدارها را برای فارغ‌التحصیلان برنامه‌ریزی کردیم.

reunions are a great way to catch up.

دیدارها راهی عالی برای به‌روزرسانی اطلاعات هستند.

she looked forward to the family reunions each year.

او هر سال مشتاق دیدارها و تجمیع خانوادگی بود.

reunions help to rekindle lost connections.

دیدارها به احیای ارتباطات از دست رفته کمک می‌کنند.

they organized reunions at different locations.

آنها دیدارها را در مکان‌های مختلف سازماندهی کردند.

reunions can be emotional and heartwarming.

دیدارها می‌توانند احساسی و دلگرم‌کننده باشند.

planning reunions requires a lot of coordination.

برنامه‌ریزی دیدارها نیاز به هماهنگی زیادی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید