reverent

[ایالات متحده]/'rev(ə)r(ə)nt/
[بریتانیا]/'rɛvərənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عمیقاً محترم; نشان دادن احترام عمیق; ابراز ارادت یا احترام.

عبارات و ترکیب‌ها

Reverent attitude

حالت احترام

جملات نمونه

a reverent attitude towards nature

نگاهی احترام‌آمیز به طبیعت

showing reverent behavior in a place of worship

نشان دادن رفتار احترام‌آمیز در یک مکان عبادت

speaking in a reverent tone during the ceremony

صحبت کردن با لحنی احترام‌آمیز در طول مراسم

reverent silence in the library

سکوت احترام‌آمیز در کتابخانه

reverent prayers at the temple

نمازهای احترام‌آمیز در معبد

a reverent gesture of bowing

یک حرکت احترام‌آمیز تعظیم

reverent behavior towards elders

رفتار احترام‌آمیز نسبت به بزرگترها

reverent admiration for historical figures

تحسین احترام‌آمیز برای چهره‌های تاریخی

reverent treatment of sacred objects

رفتار احترام‌آمیز با اشیاء مقدس

reverent silence during the national anthem

سکوت احترام‌آمیز در طول سرود ملی

نمونه‌های واقعی

Be reverent before each dawning day.

در برابر هر سپیده‌دمی متواضع باشید.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

The first hour of my day is sacred, solitary, reverent, unadorned, and above all, it's about saying no.

ساعت اول روز من مقدس، منزوی، متواضع، ساده و در همه حال، در مورد گفتن نه است.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

So they called him a virtuous man and honored him with the posthumous reverent title Master of Easy-Going.

بنابراین آنها او را مردی با فضیلت صدا زدند و با عنوان پس از مرگ متواضع، استاد بی‌خیال، مورد تجلیل قرار دادند.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

Why don't you ask the reverent to pray on it?

چرا از متواضع نمی‌خواهید در مورد آن دعا کند؟

منبع: Friends Season 10

Mary touched it herself in an eager, reverent way.

مری آن را با حال و هوای مشتاقانه و متواضعانه لمس کرد.

منبع: The Secret Garden (Original Version)

Yeah, like, you're less reverent in some way.

بله، مثل اینکه، شما به نوعی کمتر متواضع هستید.

منبع: Financial Times Podcast

At the end of Tiffany's story, Felix Leiter gave a reverent whistle.

در پایان داستان تینیفانی، فلیکس لایتر با سوت متواضعانه‌ای سوت زد.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 2)

Mr Norman is more reverent, perhaps too reverent. He describes Burke as a virtuous meritocrat.

آقای نورمن متواضع‌تر است، شاید بیش از حد متواضع. او بورک را به عنوان یک مدیرعاملی با فضیلت توصیف می‌کند.

منبع: The Economist - Arts

Indigenous Australians saw themselves as custodians of the land, while the ancient Chineseconsidered themselves reverent guests of nature.

بومیان استرالیا خود را متولیان زمین می‌دیدند، در حالی که باستان‌شناسان چینی خود را مهمانان متواضع طبیعت می‌دانستند.

منبع: TED Talks (Video Edition) April 2023 Collection

His father, the reverent Pa'son St. Cleeve, made a terrible bruckle hit in 's marrying, in the sight of the high.

پدرش، متواضع پason St. Cleeve، در ازدواج، در برابر بزرگان، یک ضربه وحشتناک bruckle زد.

منبع: Lovers in the Tower (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید