reverie

[ایالات متحده]/'rev(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'rɛvəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خیالات روزانه؛ تأمل، قطعه‌ای از موسیقی یا نوشتاری که یک خیال روزانه را بیان می‌کند
Word Forms
جمعreveries

جملات نمونه

She was snapped out of her reverie by the sound of the door opening.

صدای باز شدن در او را از حالت غلتیدن خارج کرد.

He was so lost in reverie that he did not hear the doorbell ring.

او چنان در خيال غرق بود که صدای زنگ در را نشنيد.

drift off into reverie

در حالت غلت کردن فرو رفتن

get lost in reverie

در حالت غلت کردن گم شدن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید