skin revitalizers
احیای پوست
hair revitalizers
احیای مو
natural revitalizers
احیای طبیعی
herbal revitalizers
احیای گیاهی
daily revitalizers
احیای روزانه
powerful revitalizers
احیای قدرتمند
the city launched downtown revitalizers to attract new businesses and residents.
شهر طرحهای احیای مرکز شهر را برای جذب کسب و کارهای جدید و ساکنان راه اندازی کرد.
after the meeting, a short walk acted as a natural revitalizer for my energy.
پس از جلسه، یک پیادهروی کوتاه به عنوان یک احیای طبیعی برای انرژی من عمل کرد.
the clinic recommends gentle breathing exercises as daily revitalizers for stress.
کلینیک تمرینات تنفسی ملایم را به عنوان احیای روزانه برای استرس توصیه میکند.
morning sunlight and hydration are simple revitalizers that boost alertness.
نور خورشید و هیدراتاسیون در صبح، احیای سادهای هستند که هوشیاری را افزایش میدهند.
the company treats mentoring programs as revitalizers for workplace morale.
شرکت، برنامههای مربیگری را به عنوان احیای روحیه کاری در نظر میگیرد.
fresh air is one of the best revitalizers for a tired mind.
هوای تازه یکی از بهترین احیاکنندهها برای ذهن خسته است.
these policy revitalizers are designed to stimulate growth in rural communities.
این احیای سیاستها برای تحریک رشد در جوامع روستایی طراحی شدهاند.
music and laughter can be powerful revitalizers after a difficult week.
موسیقی و خنده میتوانند پس از یک هفته سخت، احیای قدرتمندی باشند.
the new park is a key revitalizer for neighborhood pride and safety.
پارک جدید یک احیای کلیدی برای غرور و ایمنی محله است.
regular breaks are effective revitalizers that improve focus and productivity.
استراحتهای منظم، احیای موثری هستند که تمرکز و بهرهوری را بهبود میبخشند.
local art festivals serve as cultural revitalizers that draw visitors downtown.
جشنوارههای هنری محلی به عنوان احیای فرهنگی عمل میکنند که بازدیدکنندگان را به مرکز شهر جذب میکند.
skin revitalizers
احیای پوست
hair revitalizers
احیای مو
natural revitalizers
احیای طبیعی
herbal revitalizers
احیای گیاهی
daily revitalizers
احیای روزانه
powerful revitalizers
احیای قدرتمند
the city launched downtown revitalizers to attract new businesses and residents.
شهر طرحهای احیای مرکز شهر را برای جذب کسب و کارهای جدید و ساکنان راه اندازی کرد.
after the meeting, a short walk acted as a natural revitalizer for my energy.
پس از جلسه، یک پیادهروی کوتاه به عنوان یک احیای طبیعی برای انرژی من عمل کرد.
the clinic recommends gentle breathing exercises as daily revitalizers for stress.
کلینیک تمرینات تنفسی ملایم را به عنوان احیای روزانه برای استرس توصیه میکند.
morning sunlight and hydration are simple revitalizers that boost alertness.
نور خورشید و هیدراتاسیون در صبح، احیای سادهای هستند که هوشیاری را افزایش میدهند.
the company treats mentoring programs as revitalizers for workplace morale.
شرکت، برنامههای مربیگری را به عنوان احیای روحیه کاری در نظر میگیرد.
fresh air is one of the best revitalizers for a tired mind.
هوای تازه یکی از بهترین احیاکنندهها برای ذهن خسته است.
these policy revitalizers are designed to stimulate growth in rural communities.
این احیای سیاستها برای تحریک رشد در جوامع روستایی طراحی شدهاند.
music and laughter can be powerful revitalizers after a difficult week.
موسیقی و خنده میتوانند پس از یک هفته سخت، احیای قدرتمندی باشند.
the new park is a key revitalizer for neighborhood pride and safety.
پارک جدید یک احیای کلیدی برای غرور و ایمنی محله است.
regular breaks are effective revitalizers that improve focus and productivity.
استراحتهای منظم، احیای موثری هستند که تمرکز و بهرهوری را بهبود میبخشند.
local art festivals serve as cultural revitalizers that draw visitors downtown.
جشنوارههای هنری محلی به عنوان احیای فرهنگی عمل میکنند که بازدیدکنندگان را به مرکز شهر جذب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید