weakener’s choice
انتخاب ضعیفکننده
the constant criticism began to weaken his resolve.
انتقاد مداوم شروع به ضعیف کردن اراده او شد.
rising interest rates can weaken consumer spending.
افزایش نرخ بهره میتواند خرج مصرفکنندگان را ضعیف کند.
a strong defense is needed to weaken the opponent's attack.
برای ضعیف کردن حمله حریف نیاز به دفاع قوی است.
the scandal significantly weakened the company's reputation.
این اسکاندال به طور قابل توجهی声誊 شرکت را ضعیف کرد.
poor diet and lack of exercise can weaken your immune system.
تغذیه ضعیف و عدم ورزش میتواند سیستم ایمنی شما را ضعیف کند.
the evidence presented failed to weaken the prosecution's case.
دلایل ارائه شده نتوانستند دعوی دادستان را ضعیف کنند.
the new technology aims to weaken the existing monopoly.
فناوری جدید هدف دارد تا یکپارچگی موجود را ضعیف کند.
frequent travel can weaken your body's resistance to illness.
سفرهای متعدد میتواند مقاومت بدن شما در برابر بیماری را ضعیف کند.
the government's policies were designed to weaken labor unions.
سیاستهای دولت برای ضعیف کردن اتحادهای کارگری طراحی شده بود.
a series of setbacks further weakened their position in the market.
سری از شکستها موقعیت آنها در بازار را ضعیفتر کرد.
the prolonged drought weakened the crops and caused widespread famine.
خشکسالی طولانی به گیاهان ضربه زد و گرسنگی گسترده را به دنبال داشت.
weakener’s choice
انتخاب ضعیفکننده
the constant criticism began to weaken his resolve.
انتقاد مداوم شروع به ضعیف کردن اراده او شد.
rising interest rates can weaken consumer spending.
افزایش نرخ بهره میتواند خرج مصرفکنندگان را ضعیف کند.
a strong defense is needed to weaken the opponent's attack.
برای ضعیف کردن حمله حریف نیاز به دفاع قوی است.
the scandal significantly weakened the company's reputation.
این اسکاندال به طور قابل توجهی声誊 شرکت را ضعیف کرد.
poor diet and lack of exercise can weaken your immune system.
تغذیه ضعیف و عدم ورزش میتواند سیستم ایمنی شما را ضعیف کند.
the evidence presented failed to weaken the prosecution's case.
دلایل ارائه شده نتوانستند دعوی دادستان را ضعیف کنند.
the new technology aims to weaken the existing monopoly.
فناوری جدید هدف دارد تا یکپارچگی موجود را ضعیف کند.
frequent travel can weaken your body's resistance to illness.
سفرهای متعدد میتواند مقاومت بدن شما در برابر بیماری را ضعیف کند.
the government's policies were designed to weaken labor unions.
سیاستهای دولت برای ضعیف کردن اتحادهای کارگری طراحی شده بود.
a series of setbacks further weakened their position in the market.
سری از شکستها موقعیت آنها در بازار را ضعیفتر کرد.
the prolonged drought weakened the crops and caused widespread famine.
خشکسالی طولانی به گیاهان ضربه زد و گرسنگی گسترده را به دنبال داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید