reviver

[ایالات متحده]/rɪˈvaɪvə/
[بریتانیا]/rɪˈvaɪvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که چیزی را به زندگی بازمی‌گرداند؛ یک نوشیدنی محرک یا عامل احیا کننده
Word Forms
جمعrevivers

عبارات و ترکیب‌ها

life reviver

احیای زندگی

energy reviver

احیای انرژی

spirit reviver

احیای روح

mood reviver

احیای خلق و خو

hope reviver

احیای امید

soul reviver

احیای روح

passion reviver

احیای اشتیاق

dream reviver

احیای رویا

creativity reviver

احیای خلاقیت

focus reviver

احیای تمرکز

جملات نمونه

the reviver brought the patient back to life.

احیاگر بیمار را به زندگی بازگرداند.

she acted as a reviver during the emergency.

او در طول بحران به عنوان احیاگر عمل کرد.

the reviver was praised for his quick actions.

احیاگر به خاطر اقدامات سریعش مورد تحسین قرار گرفت.

in the story, the reviver had magical powers.

در داستان، احیاگر قدرت‌های جادویی داشت.

the reviver used a special technique to save lives.

احیاگر از یک تکنیک خاص برای نجات جان‌ها استفاده کرد.

many consider the reviver a hero in their community.

بسیاری احیاگر را یک قهرمان در جامعه خود می‌دانند.

the reviver's training was rigorous and extensive.

آموزش احیاگر سخت و گسترده بود.

as a reviver, he faced many challenging situations.

به عنوان یک احیاگر، او با بسیاری از شرایط چالش برانگیز روبرو شد.

the reviver's presence brought hope to the family.

حضور احیاگر امید را به خانواده بازگرداند.

she became a reviver after years of hard work.

او پس از سال‌ها تلاش سخت به یک احیاگر تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید