ribbing

[ایالات متحده]/ˈrɪbɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɪbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به لبه‌دار کردن؛ با لبه‌دار بافتن؛ به تمسخر یا مسخره کردن
adj. لبه‌دار
n. ساختار یا بافت شبیه دنده؛ دنده‌ها؛ شیار در یک مزرعه؛ شوخی یا تمسخر؛ پارچه لبه‌دار
Word Forms
جمعribbings

عبارات و ترکیب‌ها

gentle ribbing

نیشخند ملایم

friendly ribbing

نیشخند دوستانه

light ribbing

نیشخند سبک

playful ribbing

نیشخند بازیگوشانه

good-natured ribbing

نیشخند با طبیعت خوب

constant ribbing

نیشخند دائمی

casual ribbing

نیشخند گاه‌به‌گاه

harmless ribbing

نیشخند بی‌ضرر

affectionate ribbing

نیشخند محبت‌آمیز

good ribbing

نیشخند خوب

جملات نمونه

his constant ribbing made her laugh.

خوشحالی او را به خاطر سرزنش‌های مداومش به خنده واداشت.

they enjoyed some friendly ribbing during the game.

آنها از برخی سرزنش‌های دوستانه در طول بازی لذت بردند.

her ribbing was all in good fun.

سرزنش‌های او فقط برای تفریح بود.

he didn't mind the ribbing from his friends.

او از سرزنش‌های دوستانش ناراحت نبود.

the ribbing among teammates created a fun atmosphere.

سرزنش‌ها بین هم‌تیمی‌ها فضایی سرگرم‌کننده ایجاد کرد.

she gave him some ribbing about his new haircut.

او در مورد مدل موی جدیدش با او شوخی کرد.

ribbing can strengthen friendships if done respectfully.

اگر با احترام انجام شود، سرزنش می‌تواند دوستی‌ها را تقویت کند.

he was used to the ribbing from his colleagues.

او به سرزنش‌های همکارانش عادت کرده بود.

her ribbing was a sign of affection.

سرزنش‌های او نشانه‌ای از محبت بود.

they shared ribbing about their favorite sports teams.

آنها در مورد تیم‌های ورزشی مورد علاقه خود با هم شوخی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید