protect ribcage
محافظت از قفسه سینه
expanded ribcage
قفسه سینه گشاد
tight ribcage
قفسه سینه سفت
damaged ribcage
قفسه سینه آسیبدیده
strong ribcage
قفسه سینه قوی
feel ribcage
احساس قفسه سینه
rigid ribcage
قفسه سینه سخت
ribcage pain
درد قفسه سینه
protecting ribcage
محافظت از قفسه سینه
narrow ribcage
قفسه سینه باریک
the doctor gently palpated her ribcage to check for any fractures.
پزشک به آرامی قفسه سینه او را لمس کرد تا از شکستگی احتمالی بررسی کند.
he felt a sharp pain in his ribcage after the fall.
او بعد از سقوط، درد شدیدی در قفسه سینه خود احساس کرد.
the dancer's ribcage expanded as she took a deep breath.
با نفس عمیق کشیدن، قفسه سینه رقصنده منبسط شد.
the athlete wore a protective brace around his ribcage.
ورزشکار یک محافظ در اطراف قفسه سینه خود پوشید.
the singer used her diaphragm and ribcage to control her breathing.
خواننده از دیافراگم و قفسه سینه خود برای کنترل تنفسش استفاده کرد.
the image showed a detailed view of the human ribcage.
تصویر نمای دقیقی از قفسه سینه انسان نشان می داد.
the boxer sustained a bruised ribcage during the match.
бокسر در طول مسابقه کبودی در قفسه سینه خود متحمل شد.
she could feel the pressure on her ribcage from the seatbelt.
او می توانست فشار ناشی از کمربند ایمنی روی قفسه سینه خود احساس کند.
the musician's ribcage moved rhythmically as she played the flute.
با نواختن فلوت، قفسه سینه نوازنده به طور ریتمیک حرکت می کرد.
the x-ray revealed a hairline fracture in his ribcage.
عکسبرداری با اشعه ایکس یک شکستگی جزئی در قفسه سینه او نشان داد.
the artist sculpted a realistic ribcage for the anatomical model.
هنرمند یک قفسه سینه واقعی را برای مدل آناتومی مجسم کرد.
protect ribcage
محافظت از قفسه سینه
expanded ribcage
قفسه سینه گشاد
tight ribcage
قفسه سینه سفت
damaged ribcage
قفسه سینه آسیبدیده
strong ribcage
قفسه سینه قوی
feel ribcage
احساس قفسه سینه
rigid ribcage
قفسه سینه سخت
ribcage pain
درد قفسه سینه
protecting ribcage
محافظت از قفسه سینه
narrow ribcage
قفسه سینه باریک
the doctor gently palpated her ribcage to check for any fractures.
پزشک به آرامی قفسه سینه او را لمس کرد تا از شکستگی احتمالی بررسی کند.
he felt a sharp pain in his ribcage after the fall.
او بعد از سقوط، درد شدیدی در قفسه سینه خود احساس کرد.
the dancer's ribcage expanded as she took a deep breath.
با نفس عمیق کشیدن، قفسه سینه رقصنده منبسط شد.
the athlete wore a protective brace around his ribcage.
ورزشکار یک محافظ در اطراف قفسه سینه خود پوشید.
the singer used her diaphragm and ribcage to control her breathing.
خواننده از دیافراگم و قفسه سینه خود برای کنترل تنفسش استفاده کرد.
the image showed a detailed view of the human ribcage.
تصویر نمای دقیقی از قفسه سینه انسان نشان می داد.
the boxer sustained a bruised ribcage during the match.
бокسر در طول مسابقه کبودی در قفسه سینه خود متحمل شد.
she could feel the pressure on her ribcage from the seatbelt.
او می توانست فشار ناشی از کمربند ایمنی روی قفسه سینه خود احساس کند.
the musician's ribcage moved rhythmically as she played the flute.
با نواختن فلوت، قفسه سینه نوازنده به طور ریتمیک حرکت می کرد.
the x-ray revealed a hairline fracture in his ribcage.
عکسبرداری با اشعه ایکس یک شکستگی جزئی در قفسه سینه او نشان داد.
the artist sculpted a realistic ribcage for the anatomical model.
هنرمند یک قفسه سینه واقعی را برای مدل آناتومی مجسم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید