riotous behavior
رفتار پر سر و صدا
riotous party
جشن پر سر و صدا
riotous laughter
خنده های پر سر و صدا
a night of riotous jollity.
یک شب جشن و سرور پر شور
a riotous growth of ferns. spare
یک رشد شورانگیز از سرخسها. صرف نظر
He has been sent down for riotous behaviour.
او به دلیل رفتار پر شور تبعید شده است.
He was expelled from college for riotous conduct.
او به دلیل رفتار اغتشاش آمیز از دانشگاه اخراج شد.
a riotous growth.See Synonyms at profuse
رشد شورشی. برای مترادفها به پروفوز مراجعه کنید.
a riotous display of bright red, green, and yellow vegetables.
نمایش پر شور از سبزیجات قرمز، سبز و زرد روشن
riotous behavior
رفتار پر سر و صدا
riotous party
جشن پر سر و صدا
riotous laughter
خنده های پر سر و صدا
a night of riotous jollity.
یک شب جشن و سرور پر شور
a riotous growth of ferns. spare
یک رشد شورانگیز از سرخسها. صرف نظر
He has been sent down for riotous behaviour.
او به دلیل رفتار پر شور تبعید شده است.
He was expelled from college for riotous conduct.
او به دلیل رفتار اغتشاش آمیز از دانشگاه اخراج شد.
a riotous growth.See Synonyms at profuse
رشد شورشی. برای مترادفها به پروفوز مراجعه کنید.
a riotous display of bright red, green, and yellow vegetables.
نمایش پر شور از سبزیجات قرمز، سبز و زرد روشن
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید