rooky

[ایالات متحده]/ˈrʊki/
[بریتانیا]/ˈrʊki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیروی جدید یا فرد بی‌تجربه
adj. دارای یا مشخصه‌دار راک‌ها
Word Forms
جمعrookies

عبارات و ترکیب‌ها

rooky player

بازیکن تازه‌کار

rooky mistake

اشتباه تازه‌کار

rooky move

حرکت تازه‌کار

rooky team

تیم تازه‌کار

rooky coach

مربی تازه‌کار

rooky skills

مهارت‌های تازه‌کار

rooky approach

رویکرد تازه‌کار

rooky performance

عملکرد تازه‌کار

rooky tactics

تاکتیک‌های تازه‌کار

جملات نمونه

as a rooky, i learned a lot from my mistakes.

من به عنوان یک تازه‌کار، درس‌های زیادی از اشتباهاتم آموختم.

the rooky player impressed everyone with his skills.

بازیکن تازه‌کار همه را با مهارت‌هایش تحت تاثیر قرار داد.

being a rooky in this field can be challenging.

تازه‌کار بودن در این زمینه می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

she was a rooky at the job but quickly adapted.

او در آن شغل تازه‌کار بود اما به سرعت خود را با آن وفق داد.

the rooky chef made a delicious meal.

سرآشپز تازه‌کار یک غذای خوشمزه درست کرد.

he felt nervous as a rooky in front of the audience.

او به عنوان یک تازه‌کار در مقابل تماشاچیان احساس اضطراب کرد.

the rooky team faced tough competition.

تیم تازه‌کار با رقابت سخت روبرو شد.

it's normal for a rooky to feel overwhelmed.

برای یک تازه‌کار احساس غرق شدن طبیعی است.

the rooky artist displayed great potential.

هنرمند تازه‌کار پتانسیل زیادی نشان داد.

he was a rooky in the industry but eager to learn.

او در این صنعت تازه‌کار بود اما مشتاق به یادگیری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید