rough-textured

[ایالات متحده]/[rʌf ˈtekstʃər]/
[بریتانیا]/[rʌf ˈtekstʃər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای سطحی ناهموار و ناصاف؛ دشوار یا ناخوشایند؛ چالش‌برانگیز؛ غیررسمی و بدون رفعت؛ خشن.

عبارات و ترکیب‌ها

rough-textured surface

پوسته‌ای با سطح خشن

becoming rough-textured

در حال شدن خشن

rough-textured feel

احساس خشن

very rough-textured

خشن بسیار

rough-textured stone

سنگ خشن

rough-textured fabric

بُرِّه‌ای خشن

had rough-textured

خشن داشت

rough-textured wood

چوب خشن

quite rough-textured

خشن به اندازه‌ای کافی

rough-textured finish

پایان خشن

جملات نمونه

the rough-textured stone wall added character to the courtyard.

دیوار سنگی با سطح خشن به دوایر زیبایی اضافه کرد.

he ran his hand over the rough-textured bark of the ancient oak tree.

او دست خود را روی پوست خشن گیاه چنار قدیمی حرکت داد.

the artist used a rough-textured canvas for a unique effect.

هنرمند برای اثر منحصر به فردی از یک کanvas خشن استفاده کرد.

i prefer the feel of rough-textured paper to smooth paper for drawing.

من از احساس کاغذ خشن برای رسم ترجیح می‌دهم نسبت به کاغذ صیقلی.

the ceramic bowl had a pleasingly rough-textured surface.

تاج سفالی دارای سطح خشن و لذت بخش بود.

she wore a dress made of rough-textured linen.

او یک پوشاک از پنبه خشن پوشید.

the sculptor favored rough-textured materials for his sculptures.

مصنوع کننده از مواد خشن برای اثرات خود پسندید.

the trail was challenging due to the rough-textured ground.

این مسیر به دلیل زمین خشن چالش برانگیز بود.

the baker used a rough-textured flour for the rustic bread.

بافر از گوشت خشن برای نان دیواری استفاده کرد.

the old wooden table had a rough-textured finish.

میز چوبی قدیمی دارای پایان خشن بود.

the rug's rough-textured weave added warmth to the room.

سوزن خشن روند گرمی به اتاق اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید