| شکل سوم شخص مفرد | roughhouses |
| جمع | roughhouses |
| صفت یا فعل حال استمراری | roughhousing |
| زمان گذشته | roughhoused |
| قسمت سوم فعل | roughhoused |
roughhouse play
بازیهای شیطنتآمیز
roughhouse behavior
رفتار شیطنتآمیز
roughhouse kids
کودکان شیطان
roughhouse friends
دوستان شیطان
roughhouse fun
سرگرمیهای شیطنتآمیز
roughhouse games
بازیهای شیطنتآمیز
roughhouse antics
رفتارهای شیطنتآمیز
roughhouse session
جلسه بازیهای شیطنتآمیز
roughhouse moments
لحظات شیطنتآمیز
roughhouse style
سبک بازیهای شیطنتآمیز
the kids love to roughhouse in the backyard.
کودکان عاشق بازی خشن در حیاط پشتی هستند.
it's important to set boundaries when they start to roughhouse.
هنگامی که شروع به بازی خشن می کنند، تعیین محدودیت ها مهم است.
he tends to roughhouse with his friends during playtime.
او معمولاً در زمان بازی با دوستانش بازی خشن می کند.
the puppy loves to roughhouse with the children.
سگ توله عاشق بازی خشن با بچه ها است.
roughhousing can help kids burn off excess energy.
بازی خشن می تواند به کودکان کمک کند تا انرژی اضافی خود را تخلیه کنند.
parents should supervise when kids roughhouse indoors.
والدین باید هنگام بازی خشن کودکان در داخل خانه، نظارت کنند.
they always roughhouse before settling down for a movie.
آنها همیشه قبل از آرام شدن برای تماشای فیلم بازی خشن می کنند.
roughhousing is a natural way for children to interact.
بازی خشن یک راه طبیعی برای تعامل کودکان است.
he got a little too rough while roughhousing with his brother.
در حالی که با برادرش بازی خشن می کرد، کمی بیش از حد خشن شد.
they enjoy roughhousing, but they need to be careful.
آنها از بازی خشن لذت می برند، اما باید مراقب باشند.
roughhouse play
بازیهای شیطنتآمیز
roughhouse behavior
رفتار شیطنتآمیز
roughhouse kids
کودکان شیطان
roughhouse friends
دوستان شیطان
roughhouse fun
سرگرمیهای شیطنتآمیز
roughhouse games
بازیهای شیطنتآمیز
roughhouse antics
رفتارهای شیطنتآمیز
roughhouse session
جلسه بازیهای شیطنتآمیز
roughhouse moments
لحظات شیطنتآمیز
roughhouse style
سبک بازیهای شیطنتآمیز
the kids love to roughhouse in the backyard.
کودکان عاشق بازی خشن در حیاط پشتی هستند.
it's important to set boundaries when they start to roughhouse.
هنگامی که شروع به بازی خشن می کنند، تعیین محدودیت ها مهم است.
he tends to roughhouse with his friends during playtime.
او معمولاً در زمان بازی با دوستانش بازی خشن می کند.
the puppy loves to roughhouse with the children.
سگ توله عاشق بازی خشن با بچه ها است.
roughhousing can help kids burn off excess energy.
بازی خشن می تواند به کودکان کمک کند تا انرژی اضافی خود را تخلیه کنند.
parents should supervise when kids roughhouse indoors.
والدین باید هنگام بازی خشن کودکان در داخل خانه، نظارت کنند.
they always roughhouse before settling down for a movie.
آنها همیشه قبل از آرام شدن برای تماشای فیلم بازی خشن می کنند.
roughhousing is a natural way for children to interact.
بازی خشن یک راه طبیعی برای تعامل کودکان است.
he got a little too rough while roughhousing with his brother.
در حالی که با برادرش بازی خشن می کرد، کمی بیش از حد خشن شد.
they enjoy roughhousing, but they need to be careful.
آنها از بازی خشن لذت می برند، اما باید مراقب باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید