ruidoso

[ایالات متحده]/ruːˈiːdəsəʊ/
[بریتانیا]/ruˈiːdoʊsoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شهر در نیومکسیکو، ایالات متحده.

جملات نمونه

the noisy neighbors kept us awake all night.

هم‌سایگان شلوغ ما را تمام شب بیدار نگه داشتند.

work became impossible in the noisy construction zone.

کار در منطقه ساخت و ساز شلوغ غیرممکن شد.

the noisy traffic made it difficult to concentrate.

تрафیک شلوغ باعث دشواری در متمرکز شدن شد.

she entered a noisy cafeteria filled with students.

او به یک کافتریا شلوغ پر از دانش‌آموزان وارد شد.

the noisy engine needed immediate repairs.

موتور شلوغ نیاز به تعمیر فوری داشت.

we left the noisy party because it was overwhelming.

ما از پارتوی شلوغ خارج شدیم چون بسیار فشار دهنده بود.

the noisy children played in the backyard all afternoon.

کودکان شلوغ تمام بعدازظهر در بازیگاه بازی کردند.

a noisy crowd gathered outside the stadium.

یک گروه شلوغ در بیرون ورزشگاه جمع شد.

the noisy machinery factory closed after complaints.

کارخانه ماشین‌آلات شلوغ پس از شکایت‌ها بسته شد.

they live on a noisy street near the market.

آنها در یک خیابان شلوغ نزدیک بازار زندگی می‌کنند.

the noisy vacuum cleaner disturbed the sleeping baby.

جیب شلوغ باعث اذیت نوزادی که خوابیده بود شد.

finding a quiet library is difficult in this noisy city.

یافتن کتابخانه آرام در این شهر شلوغ دشوار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید