wetlands

[ایالات متحده]/ˈwɛt.lændz/
[بریتانیا]/ˈwɛt.lændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خاک مرطوب، زمین باتلاقی؛ باتلاق‌ها، برکه‌ها، زمین‌های مرطوب

عبارات و ترکیب‌ها

wetlands conservation

حفاظت از تالاب‌ها

wetlands restoration

بازسازی تالاب‌ها

wetlands management

مدیریت تالاب‌ها

wetlands ecosystem

زیستگاه تالابی

wetlands biodiversity

تنوع زیستی تالاب‌ها

wetlands habitat

زیستگاه تالاب

wetlands protection

حفاظت از تالاب

wetlands services

خدمات تالابی

wetlands drainage

آب‌رسانی تالاب‌ها

wetlands area

مساحت تالاب

جملات نمونه

wetlands are crucial for maintaining biodiversity.

تالاب‌ها برای حفظ تنوع زیستی بسیار مهم هستند.

many species depend on wetlands for their survival.

بسیاری از گونه‌ها برای بقای خود به تالاب‌ها وابسته هستند.

wetlands help filter pollutants from water.

تالاب‌ها به فیلتر کردن آلاینده‌ها از آب کمک می‌کنند.

preserving wetlands is essential for climate regulation.

حفظ تالاب‌ها برای تنظیم آب و هوا ضروری است.

wetlands provide critical habitat for migratory birds.

تالاب‌ها زیستگاه حیاتی برای پرندگان مهاجر فراهم می‌کنند.

restoring wetlands can enhance local ecosystems.

بازسازی تالاب‌ها می‌تواند اکوسیستم‌های محلی را بهبود بخشد.

wetlands play a key role in flood control.

تالاب‌ها نقش مهمی در کنترل سیل دارند.

many communities rely on wetlands for their livelihoods.

بسیاری از جوامع برای کسب روزی خود به تالاب‌ها متکی هستند.

wetlands are often threatened by urban development.

تالاب‌ها اغلب به دلیل توسعه شهری مورد تهدید قرار می‌گیرند.

conservation efforts are vital for protecting wetlands.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از تالاب‌ها حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید