ruthfulness matters
صداقت مهم است
embrace ruthfulness
پذیرفتن صداقت
ruthfulness in leadership
صداقت در رهبری
ruthfulness breeds success
صداقت میتواند موفقیت را به دنبال داشته باشد
value ruthfulness
ارزش گذاری صداقت
ruthfulness and honesty
صداقت و صادقانه بودن
ruthfulness is key
صداقت کلیدی است
practice ruthfulness
اجرای صداقت
ruthfulness in business
صداقت در کسب و کار
ruthfulness over kindness
صداقت بیشتر از نرمی
her ruthfulness in negotiations impressed everyone.
بی رحمی او در مذاکرات همه را تحت تاثیر قرار داد.
he showed a ruthfulness that was unexpected in such a young leader.
او بیرحمتی نشان داد که در چنین رهبر جوانی غیرمنتظره بود.
ruthfulness is often necessary in competitive industries.
بی رحمی اغلب در صنایع رقابتی ضروری است.
her ruthfulness allowed her to make tough decisions quickly.
بی رحمی به او اجازه داد تا تصمیمات دشوار را به سرعت اتخاذ کند.
he approached the project with a sense of ruthfulness.
او با حس بیرحمی به پروژه پرداخت.
ruthfulness can sometimes be mistaken for ruthlessness.
بی رحمی گاهی اوقات می تواند با بیرحمی اشتباه گرفته شود.
in business, a certain level of ruthfulness is expected.
در کسب و کار، سطح مشخصی از بیرحمی مورد انتظار است.
her ruthfulness in pursuing her goals is admirable.
بی رحمی او در پیگیری اهدافش قابل تحسین است.
he learned that ruthfulness is key to overcoming obstacles.
او متوجه شد که بیرحمی کلید غلبه بر موانع است.
with a mix of compassion and ruthfulness, she led the team to success.
با ترکیبی از شفقت و بیرحمی، او تیم را به موفقیت رساند.
ruthfulness matters
صداقت مهم است
embrace ruthfulness
پذیرفتن صداقت
ruthfulness in leadership
صداقت در رهبری
ruthfulness breeds success
صداقت میتواند موفقیت را به دنبال داشته باشد
value ruthfulness
ارزش گذاری صداقت
ruthfulness and honesty
صداقت و صادقانه بودن
ruthfulness is key
صداقت کلیدی است
practice ruthfulness
اجرای صداقت
ruthfulness in business
صداقت در کسب و کار
ruthfulness over kindness
صداقت بیشتر از نرمی
her ruthfulness in negotiations impressed everyone.
بی رحمی او در مذاکرات همه را تحت تاثیر قرار داد.
he showed a ruthfulness that was unexpected in such a young leader.
او بیرحمتی نشان داد که در چنین رهبر جوانی غیرمنتظره بود.
ruthfulness is often necessary in competitive industries.
بی رحمی اغلب در صنایع رقابتی ضروری است.
her ruthfulness allowed her to make tough decisions quickly.
بی رحمی به او اجازه داد تا تصمیمات دشوار را به سرعت اتخاذ کند.
he approached the project with a sense of ruthfulness.
او با حس بیرحمی به پروژه پرداخت.
ruthfulness can sometimes be mistaken for ruthlessness.
بی رحمی گاهی اوقات می تواند با بیرحمی اشتباه گرفته شود.
in business, a certain level of ruthfulness is expected.
در کسب و کار، سطح مشخصی از بیرحمی مورد انتظار است.
her ruthfulness in pursuing her goals is admirable.
بی رحمی او در پیگیری اهدافش قابل تحسین است.
he learned that ruthfulness is key to overcoming obstacles.
او متوجه شد که بیرحمی کلید غلبه بر موانع است.
with a mix of compassion and ruthfulness, she led the team to success.
با ترکیبی از شفقت و بیرحمی، او تیم را به موفقیت رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید