sandpapered surface
سطح سنبادهکاری شده
sandpapered edges
لبههای سنبادهکاری شده
sandpapered finish
پوشش سنبادهکاری شده
sandpapered wood
چوب سنبادهکاری شده
sandpapered texture
بافت سنبادهکاری شده
sandpapered surface area
سطح مقطع سنبادهکاری شده
sandpapered panel
صفحه سنبادهکاری شده
sandpapered layer
لایه سنبادهکاری شده
sandpapered finish coat
لایه نهایی سنبادهکاری شده
sandpapered detail
جزئیات سنبادهکاری شده
the wood was sandpapered to create a smooth finish.
چوب سنبادهکاری شد تا یک سطح صاف ایجاد شود.
he sandpapered the edges of the table to prevent splinters.
او لبههای میز را سنبادهکاری کرد تا از ایجاد ترکش جلوگیری کند.
after sandpapering, the surface was ready for painting.
پس از سنبادهکاری، سطح آماده رنگآمیزی بود.
she sandpapered the old furniture to restore its original look.
او مبلمان قدیمی را سنبادهکاری کرد تا ظاهر اصلی آن را بازگرداند.
the artist sandpapered the canvas to achieve a unique texture.
هنرمند بوم نقاشی را سنبادهکاری کرد تا بافتی منحصر به فرد به دست آورد.
they sandpapered the metal to ensure a better bond.
آنها فلز را سنبادهکاری کردند تا یک پیوند بهتر را تضمین کنند.
before assembling, the pieces were sandpapered for a precise fit.
قبل از مونتاژ، قطعات برای تناسب دقیق سنبادهکاری شدند.
he carefully sandpapered the sculpture to enhance its details.
او مجسمه را با دقت سنبادهکاری کرد تا جزئیات آن را بهبود بخشد.
sandpapered surfaces can help prevent paint from peeling.
سطوح سنبادهکاری شده میتوانند به جلوگیری از پوسته شدن رنگ کمک کنند.
she sandpapered the rough patches on the wall before wallpapering.
او قبل از نصب کاغذ دیواری، قسمتهای ناهموار دیوار را سنبادهکاری کرد.
sandpapered surface
سطح سنبادهکاری شده
sandpapered edges
لبههای سنبادهکاری شده
sandpapered finish
پوشش سنبادهکاری شده
sandpapered wood
چوب سنبادهکاری شده
sandpapered texture
بافت سنبادهکاری شده
sandpapered surface area
سطح مقطع سنبادهکاری شده
sandpapered panel
صفحه سنبادهکاری شده
sandpapered layer
لایه سنبادهکاری شده
sandpapered finish coat
لایه نهایی سنبادهکاری شده
sandpapered detail
جزئیات سنبادهکاری شده
the wood was sandpapered to create a smooth finish.
چوب سنبادهکاری شد تا یک سطح صاف ایجاد شود.
he sandpapered the edges of the table to prevent splinters.
او لبههای میز را سنبادهکاری کرد تا از ایجاد ترکش جلوگیری کند.
after sandpapering, the surface was ready for painting.
پس از سنبادهکاری، سطح آماده رنگآمیزی بود.
she sandpapered the old furniture to restore its original look.
او مبلمان قدیمی را سنبادهکاری کرد تا ظاهر اصلی آن را بازگرداند.
the artist sandpapered the canvas to achieve a unique texture.
هنرمند بوم نقاشی را سنبادهکاری کرد تا بافتی منحصر به فرد به دست آورد.
they sandpapered the metal to ensure a better bond.
آنها فلز را سنبادهکاری کردند تا یک پیوند بهتر را تضمین کنند.
before assembling, the pieces were sandpapered for a precise fit.
قبل از مونتاژ، قطعات برای تناسب دقیق سنبادهکاری شدند.
he carefully sandpapered the sculpture to enhance its details.
او مجسمه را با دقت سنبادهکاری کرد تا جزئیات آن را بهبود بخشد.
sandpapered surfaces can help prevent paint from peeling.
سطوح سنبادهکاری شده میتوانند به جلوگیری از پوسته شدن رنگ کمک کنند.
she sandpapered the rough patches on the wall before wallpapering.
او قبل از نصب کاغذ دیواری، قسمتهای ناهموار دیوار را سنبادهکاری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید