sanguinely

[ایالات متحده]/[ˈsæŋɡənli]/
[بریتانیا]/[ˈsæŋɡənli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای شاد و خوشبین؛ به رنگ قرمز سالم
adj. دارای رنگ قرمز سالم

عبارات و ترکیب‌ها

sanguinely optimistic

به طور خوش‌بینانه امیدوار

sanguinely stated

به طور خوش‌بینانه اعلام کرد

looking sanguinely

به طور خوش‌بینانه نگاه می‌کند

sanguinely hoped

به طور خوش‌بینانه امید داشت

sanguinely declared

به طور خوش‌بینانه اعلام کرد

sanguinely facing

به طور خوش‌بینانه نگاه می‌کند

جملات نمونه

she faced the interview sanguinely, confident in her abilities.

او با اعتماد به خودش و با حالتی آرام و مطمئن، مصاحبه را پیش گرفت.

he sanguinely predicted a bright future for the company.

او با اعتماد به خودش پیش بینی کرد که آینده شرکت روشن خواهد بود.

despite the setbacks, they sanguinely pursued their goals.

با وجود شکست‌هایی که داشتند، با اعتماد به خودشان به اهداف خود ادامه دادند.

the team sanguinely approached the challenging project.

تیم با اعتماد به خودش به پروژه چالش‌برانگیز نزدیک شد.

sanguinely, she accepted the difficult assignment.

با اعتماد به خودش، او به تکلیف دشوار پذیرفته شد.

he sanguinely expressed his enthusiasm for the new venture.

او با اعتماد به خودش از شرکت جدید خود خوشحالی نشان داد.

the doctor sanguinely reassured the worried patient.

دکتر با اعتماد به خودش بیمار نگران را مطمئن کرد.

sanguinely, the investor anticipated strong returns.

سرمایه گذار با اعتماد به خودش انتظار بازگشت قوی را داشت.

she sanguinely viewed the situation as an opportunity.

او با اعتماد به خودش این موقعیت را به عنوان فرصت دید.

the politician sanguinely addressed the crowd.

سیاستمدار با اعتماد به خودش به جمع جمعیت سخن گفت.

sanguinely, they planned their next adventure.

با اعتماد به خودشان، آنها برنامه‌ریزی برای ماجراجویی بعدی خود انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید