sceptic

[ایالات متحده]/'skeptɪk/
[بریتانیا]/ˈskɛptɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.شکاک؛ کسی که عمیقاً تردید دارد.
Word Forms
جمعsceptics

جملات نمونه

The empirical sceptic appropriately responds: how do you know?

اسکپتیک تجربی به طور مناسب پاسخ می‌دهد: چطور می‌دانید؟

The government must still convince the sceptic that its policy will work.

دولت باید هنوز شکاک را متقاعد کند که سیاست آن جواب می دهد.

sceptics said the marriage wouldn't last because of the age difference.

منتقدان پیش‌بینی می‌کردند که به دلیل اختلاف سنی، این وصلت دوام نخواهد داشت.

sceptics tend to harrumph at case histories like this.

منتقدان معمولاً در مورد داستان‌هایی مانند این، با غرغر و نارضایتی واکنش نشان می‌دهند.

He is a sceptic when it comes to new technology.

او در مورد فناوری‌های جدید، مردد است.

The scientist remained sceptical about the results of the experiment.

دانشمند در مورد نتایج آزمایش، مردد باقی ماند.

She approached the new theory with a healthy dose of scepticism.

او با یک دوز سالم از مرددیت، به این نظریه جدید نزدیک شد.

The sceptic demanded more evidence before believing the extraordinary claim.

مردد خواست تا قبل از باور به این ادعای عجیب و غریب، شواهد بیشتری ارائه شود.

As a sceptic, he questioned the motives behind the sudden policy change.

به عنوان یک مردد، او انگیزه های پشت این تغییر ناگهانی سیاست را زیر سوال برد.

The journalist's sceptical nature made them a thorough investigator.

طبع مردد روزنامه‌نگار باعث شد که او یک محقق دقیق باشد.

Despite being a sceptic, she kept an open mind to new ideas.

با وجود اینکه مردد بود، او ذهن خود را نسبت به ایده‌های جدید باز نگه داشت.

The sceptic's doubts were proven wrong by the overwhelming evidence.

شک‌های مردد با شواهد قاطعانه رد شدند.

His scepticism towards the supernatural led him to seek logical explanations.

مرددیت او نسبت به امور ماوراءالطبیعه، او را به جستجوی توضیحات منطقی سوق داد.

The team of researchers remained sceptical until the theory was thoroughly tested.

گروه محققان تا زمانی که نظریه به طور کامل آزمایش نشد، مردد باقی ماندند.

نمونه‌های واقعی

But the experiment has its sceptics.

اما این آزمایش منتقدان خود را دارد.

منبع: BBC Listening Compilation March 2017

Jemima Kelly is a columnist and a noted crypto sceptic.

جمیما کلی یک ستون‌نویس و یک منتقد برجسته ارز دیجیتال است.

منبع: Financial Times

However, there are some sceptics when it comes to calorie counting.

با این حال، در مورد شمارش کالری، افرادی وجود دارند که منتقد هستند.

منبع: Portable English Bilingual Edition

Today, however, Skinner's heirs are forcing the sceptics to think again.

امروز، با این حال، وارثان اسکینر، منتقدان را مجبور به تفکر مجدد می‌کنند.

منبع: Dominance Episode 1

China has defied the sceptics because its state capitalism has adapted, changing shape.

چین با وجود منتقدان پیشروی کرده است زیرا سرمایه‌داری دولتی آن سازگار شده و شکل خود را تغییر داده است.

منبع: Soren course audio

These sceptics are fighting the last war.

این منتقدان در حال جنگیدن با جنگ گذشته هستند.

منبع: The Economist - Comprehensive

It's hosted by crypto sceptic Jemima Kelly.

این برنامه توسط جمیما کلی، منتقد ارز دیجیتال، اجرا می‌شود.

منبع: Financial Times

One such sceptic is technology innovator, Dr Nicola Millard.

یکی از این منتقدان، نیکولا میلارد، نوآور فناوری، است.

منبع: 6 Minute English

Mostly sceptics bristle at Mr Hazare's methods.

بیشتر منتقدان از روش‌های آقای هازاره ناراضی هستند.

منبع: The Economist - International

You know, high prices aside, what do sceptics say about this technology?

می‌دانید، با وجود قیمت‌های بالا، منتقدان در مورد این فناوری چه می‌گویند؟

منبع: Financial Times

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید