he scorns me
او تحقیر میکند من را
she scorns others
او دیگران را تحقیر میکند
they scorned him
آنها او را تحقیر کردند
scorns the weak
تحقیر میکند افراد ضعیف را
scorns authority
تحقیر میکند قدرت را
scorns the rich
تحقیر میکند افراد ثروتمند را
scorns tradition
تحقیر میکند سنت را
scorns the past
تحقیر میکند گذشته را
scorns the ignorant
تحقیر میکند افراد نادان را
scorns the foolish
تحقیر میکند افراد احمق را
she scorns those who do not work hard.
او کسانی را که سخت کار نمیکنند، تحقیر میکند.
he scorns the idea of giving up.
او ایده сда دادن را تحقیر میکند.
the critic scorns the film for its poor writing.
منتقد فیلم را به دلیل نگارش ضعیف تحقیر میکند.
many scorn the notion of fate.
بسیاری از مردم مفهوم سرنوشت را تحقیر میکنند.
she scorns social media influencers.
او اینفلوئنسرهای رسانههای اجتماعی را تحقیر میکند.
he scorns the rules set by others.
او قوانین تعیین شده توسط دیگران را تحقیر میکند.
the professor scorns simplistic solutions.
استاد راه حلهای ساده را تحقیر میکند.
she scorns any form of dishonesty.
او هر نوع بیصداقی را تحقیر میکند.
he scorns the idea of following trends.
او ایده پیروی از روندها را تحقیر میکند.
they scorn the traditional methods of teaching.
آنها روشهای سنتی آموزش را تحقیر میکنند.
he scorns me
او تحقیر میکند من را
she scorns others
او دیگران را تحقیر میکند
they scorned him
آنها او را تحقیر کردند
scorns the weak
تحقیر میکند افراد ضعیف را
scorns authority
تحقیر میکند قدرت را
scorns the rich
تحقیر میکند افراد ثروتمند را
scorns tradition
تحقیر میکند سنت را
scorns the past
تحقیر میکند گذشته را
scorns the ignorant
تحقیر میکند افراد نادان را
scorns the foolish
تحقیر میکند افراد احمق را
she scorns those who do not work hard.
او کسانی را که سخت کار نمیکنند، تحقیر میکند.
he scorns the idea of giving up.
او ایده сда دادن را تحقیر میکند.
the critic scorns the film for its poor writing.
منتقد فیلم را به دلیل نگارش ضعیف تحقیر میکند.
many scorn the notion of fate.
بسیاری از مردم مفهوم سرنوشت را تحقیر میکنند.
she scorns social media influencers.
او اینفلوئنسرهای رسانههای اجتماعی را تحقیر میکند.
he scorns the rules set by others.
او قوانین تعیین شده توسط دیگران را تحقیر میکند.
the professor scorns simplistic solutions.
استاد راه حلهای ساده را تحقیر میکند.
she scorns any form of dishonesty.
او هر نوع بیصداقی را تحقیر میکند.
he scorns the idea of following trends.
او ایده پیروی از روندها را تحقیر میکند.
they scorn the traditional methods of teaching.
آنها روشهای سنتی آموزش را تحقیر میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید