scrimp and save
صرفهجویی و پسانداز
They scrimped on butter as best as they could.
آنها تا جایی که می توانستند در مصرف کره صرفه جویی کردند.
they had scrimped and scraped and saved for years.
آنها سالها صرفهجویی و پسانداز کرده بودند.
I have scrimped and saved to give you a good education.
من صرفهجویی و پسانداز کردهام تا شما را با تحصیلات خوبی آموزش دهم.
Do you suppose the Mind that imaged that profuseness ever intended you to be limited, to have to scrimp and save in order to eke out a bare existence?
آیا فکر میکنید ذهنی که آن فراوانی را تصور کرد، تا به شما محدود کند، مجبور به صرفهجویی و پسانداز برای امرار معاش حداقل وجودتان باشد؟
Many people scrimp on groceries to save money.
بسیاری از مردم برای صرفهجویی در پول، در خرید مواد غذایی صرفهجویی میکنند.
It's not wise to scrimp on quality when it comes to important purchases.
هنگامی که صحبت از خرید مهم میشود، خریدهای باکیفیت را نباید دست کم گرفت.
She had to scrimp and save to afford the trip.
او مجبور شد برای پرداخت هزینه سفر، صرفهجویی و پسانداز کند.
Don't scrimp on safety measures when working with machinery.
هنگام کار با ماشینآلات، اقدامات ایمنی را دست کم نگیرید.
The company decided to scrimp on employee benefits to cut costs.
شرکت تصمیم گرفت برای کاهش هزینهها، از مزایای کارکنان صرفنظر کند.
It's important not to scrimp on sleep for the sake of productivity.
برای افزایش بهرهوری، نباید خواب را دست کم گرفت.
They had to scrimp on decorations for the party due to budget constraints.
به دلیل محدودیتهای بودجه، آنها مجبور شدند در تزئینات مهمانی صرفهجویی کنند.
Some people scrimp on heating to save money during the winter months.
برخی از مردم برای صرفهجویی در پول در طول ماههای زمستان، در گرمایش صرفهجویی میکنند.
Don't scrimp on essential items like food and healthcare.
در مورد اقلام ضروری مانند غذا و مراقبتهای بهداشتی، صرفهجویی نکنید.
She would scrimp and save every penny to achieve her dream of traveling the world.
او برای تحقق رویای سفر در سراسر جهان، هر سنت را صرفهجویی و پسانداز میکرد.
scrimp and save
صرفهجویی و پسانداز
They scrimped on butter as best as they could.
آنها تا جایی که می توانستند در مصرف کره صرفه جویی کردند.
they had scrimped and scraped and saved for years.
آنها سالها صرفهجویی و پسانداز کرده بودند.
I have scrimped and saved to give you a good education.
من صرفهجویی و پسانداز کردهام تا شما را با تحصیلات خوبی آموزش دهم.
Do you suppose the Mind that imaged that profuseness ever intended you to be limited, to have to scrimp and save in order to eke out a bare existence?
آیا فکر میکنید ذهنی که آن فراوانی را تصور کرد، تا به شما محدود کند، مجبور به صرفهجویی و پسانداز برای امرار معاش حداقل وجودتان باشد؟
Many people scrimp on groceries to save money.
بسیاری از مردم برای صرفهجویی در پول، در خرید مواد غذایی صرفهجویی میکنند.
It's not wise to scrimp on quality when it comes to important purchases.
هنگامی که صحبت از خرید مهم میشود، خریدهای باکیفیت را نباید دست کم گرفت.
She had to scrimp and save to afford the trip.
او مجبور شد برای پرداخت هزینه سفر، صرفهجویی و پسانداز کند.
Don't scrimp on safety measures when working with machinery.
هنگام کار با ماشینآلات، اقدامات ایمنی را دست کم نگیرید.
The company decided to scrimp on employee benefits to cut costs.
شرکت تصمیم گرفت برای کاهش هزینهها، از مزایای کارکنان صرفنظر کند.
It's important not to scrimp on sleep for the sake of productivity.
برای افزایش بهرهوری، نباید خواب را دست کم گرفت.
They had to scrimp on decorations for the party due to budget constraints.
به دلیل محدودیتهای بودجه، آنها مجبور شدند در تزئینات مهمانی صرفهجویی کنند.
Some people scrimp on heating to save money during the winter months.
برخی از مردم برای صرفهجویی در پول در طول ماههای زمستان، در گرمایش صرفهجویی میکنند.
Don't scrimp on essential items like food and healthcare.
در مورد اقلام ضروری مانند غذا و مراقبتهای بهداشتی، صرفهجویی نکنید.
She would scrimp and save every penny to achieve her dream of traveling the world.
او برای تحقق رویای سفر در سراسر جهان، هر سنت را صرفهجویی و پسانداز میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید