scrimping

[ایالات متحده]/ˈskrɪmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskrɪmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صرفه‌جویی به طور صرفه‌کارانه یا اقتصادی؛ پس‌انداز کردن پول به تدریج؛ خسیس بودن؛ کاهش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

scrimping costs

کاهش هزینه‌ها

scrimping on food

صرفه‌جویی در غذا

scrimping budget

صرفه‌جویی در بودجه

scrimping expenses

صرفه‌جویی در هزینه‌ها

scrimping funds

صرفه‌جویی در بودجه

scrimping resources

صرفه‌جویی در منابع

scrimping time

صرفه‌جویی در زمان

scrimping supplies

صرفه‌جویی در لوازم

scrimping materials

صرفه‌جویی در مصالح

scrimping effort

صرفه‌جویی در تلاش

جملات نمونه

they are scrimping on their grocery budget this month.

آنها این ماه در بودجه مواد غذایی خود صرفه‌جویی می‌کنند.

scrimping on maintenance can lead to bigger problems later.

صرفه‌جویی در تعمیر و نگهداری می‌تواند منجر به مشکلات بزرگتر در آینده شود.

she is scrimping to save for a new car.

او برای خرید یک ماشین جدید در حال صرفه‌جویی می‌کند.

we are scrimping on utilities to lower our bills.

ما برای کاهش هزینه‌هایمان در مصرف انرژی صرفه‌جویی می‌کنیم.

scrimping on quality can hurt your reputation.

صرفه‌جویی در کیفیت می‌تواند به شهرت شما آسیب برساند.

they have been scrimping on their vacation plans.

آنها در برنامه‌های تعطیلات خود صرفه‌جویی کرده‌اند.

scrimping on education can limit future opportunities.

صرفه‌جویی در تحصیل می‌تواند فرصت‌های آینده را محدود کند.

he is scrimping on his daily expenses to pay off debt.

او برای پرداخت بدهی هزینه‌های روزانه خود را کاهش می‌دهد.

they are scrimping on entertainment to save money.

آنها برای صرفه‌جویی در پول در سرگرمی صرفه‌جویی می‌کنند.

scrimping on health can lead to serious issues.

صرفه‌جویی در سلامتی می‌تواند منجر به مشکلات جدی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید