scrumptiously

[ایالات متحده]/[ˈskrʌmptʃəsli]/
[بریتانیا]/[ˈskrʌmptʃəsli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای لذیذ یا خوشمزه؛ لذیذانه؛ برای توصیف غذاهایی که مزه‌ی ویژه‌ای دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

scrumptiously rich

به طور خوشمزه و غنی

scrumptiously sweet

به طور خوشمزه و شیرین

eating scrumptiously

خوردن به طور خوشمزه

scrumptiously decadent

به طور خوشمزه و گران‌قیمت

scrumptiously moist

به طور خوشمزه و مرطوب

she ate scrumptiously

او به طور خوشمزه خورد

scrumptiously prepared

به طور خوشمزه آماده شده

scrumptiously light

به طور خوشمزه و سبک

scrumptiously flavored

به طور خوشمزه و طعم‌دار

scrumptiously smooth

به طور خوشمزه و نرم

جملات نمونه

the bakery offered a scrumptiously rich chocolate cake.

بیکری یک کیک شکلاتی غنی و لذیذ ارائه داد.

she described the scallops as scrumptiously buttery and delicate.

او مرواریدها را لزج و نرم و لذیذ توصیف کرد.

he devoured the scrumptiously decadent ice cream sundae.

او یک ساندویچ آیس کریم غنی و لذیذ را خورده زد.

the aroma of the roast chicken was scrumptiously tempting.

بوی گوشت مرغ پخته شده لذیذ و جذاب بود.

we enjoyed a scrumptiously creamy bowl of tomato soup.

ما یک لیوان سوپ توماتو کمی دل‌خواه و کریمی را لذت بردیم.

the restaurant served a scrumptiously prepared rack of lamb.

رستوران یک گوسفند پخته شده لذیذ ارائه داد.

the cookies were scrumptiously sweet and chewy.

کوکی‌ها شیرین و چسبنده و لذیذ بودند.

the chef created a scrumptiously layered pastry.

شکم‌پز یک نان لایه‌ای لذیذ ساخت.

the fruit tart was scrumptiously refreshing on a hot day.

تارت میوه در یک روز گرم لذیذ و تازه بود.

the restaurant's signature dish was scrumptiously savory.

دست‌آورد ویژه رستوران لذیذ و مزه‌دار بود.

the homemade jam was scrumptiously fruity and sweet.

مربا خانگی لذیذ، میوه‌ای و شیرین بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید