lusciously

[ایالات متحده]//ˈlʌʃəsli//
[بریتانیا]//ˈlʌʃəsli//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای لطیف و شیرین؛ به طور فراوان و لذیذ

عبارات و ترکیب‌ها

cooked lusciously

پخته شده به طور لذت بخش

taste lusciously

چشیدن به طور لذت بخش

smell lusciously

بوی لذت بخش داشتن

جملات نمونه

the strawberries looked lusciously ripe and ready to eat.

آناناس‌ها به طور شگفت‌آوری پر و آماده خوردن به نظر می‌رسیدند.

she sang the ballad lusciously, her voice dripping with emotion.

او با صدایی پر از احساس، آواز پرده‌ای را به طور شگفت‌آوری خواند.

the garden grew lusciously green after the summer rains.

پس از باران‌های تابستانی، باغ به طور شگفت‌آوری سبز شد.

the chocolate cake was lusciously moist and rich.

کیک شکلات به طور شگفت‌آوری مرطوب و غنی بود.

his dark hair fell lusciously across his forehead.

موی تیره او به طور شگفت‌آوری روی جلوی چشمش پاشید.

the peaches glistened lusciously in the morning sunlight.

موزه‌ها در نور خورشید صبح به طور شگفت‌آوری لامع می‌کردند.

the soprano's voice rang out lusciously through the concert hall.

صوت سوپرانو به طور شگفت‌آوری در سالن کنسرت پخش شد.

the velvet curtains hung lusciously heavy against the walls.

پرده‌های چرمی به طور شگفت‌آوری سنگین روی دیوارها آویزان بودند.

the tropical vegetation spread lusciously across the island.

چرایی گیاهی گرمسیری به طور شگفت‌آوری در سراسر جزیره گسترش یافت.

the honey dripped lusciously from the spoon.

عسل به طور شگفت‌آوری از چنگال ب流出 شد.

her skin glowed lusciously healthy after her vacation.

پوست او پس از تعطیلاتش به طور شگفت‌آوری سالم و درخشان بود.

the wine had a lusciously smooth finish.

شامپاگن دارای پایانی به طور شگفت‌آوری نرم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید