seatback

[ایالات متحده]/ˈsiːtbæk/
[بریتانیا]/ˈsiːtbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش پشتی یک صندلی که پشت یک نفر را حمایت می‌کند؛ ساختار پشتی یک صندلی (مثلاً در یک ماشین، هواپیما یا یک صندلی)

عبارات و ترکیب‌ها

seatback pocket

کیف پشت صندلی

seatback tray

میز پشت صندلی

seatback screen

پرده پشت صندلی

seatback upright

پشت صندلی مستقیم

seatback recline

پشت صندلی قابل تنظیم

seatbacks locked

پشت صندلی قفل شده

seatback adjuster

تنظیم‌کننده پشت صندلی

seatback latch

قفل پشت صندلی

seatback releases

آزاد کننده پشت صندلی

seatback folded

پشت صندلی پویا

جملات نمونه

please keep your seatback upright during takeoff and landing.

لطفاً در حین فرود و پرواز، صندلی خود را در حالت ایستاده نگه دارید.

return your seatback to the upright position when the meal service begins.

وقتی خدمات غذایی شروع می شود، صندلی خود را به حالت ایستاده برگردانید.

he pressed the seatback pocket to check for his passport.

او روی کیف صندلی فشار داد تا پاسپورت خود را بررسی کند.

i slipped my phone into the seatback pocket for safe keeping.

من گوشی خود را در کیف صندلی جا دادم تا امن بماند.

the flight attendant asked me to raise my seatback before landing.

پilot از من خواست تا قبل از فرود، صندلی خود را بالا ببرم.

your seatback tray table must be stowed for taxi, takeoff, and landing.

جعبه غذا صندلی شما باید در حین حرکت، پرواز و فرود به داخل بازگردانده شود.

she reclined her seatback slowly so she would not disturb the passenger behind.

او به آرامی صندلی خود را پشتی را پایین آورد تا مسافر پشت خود را نبُزد.

the seatback screen froze, so i restarted the entertainment system.

صفحه نمایش صندلی منجمد شد، بنابراین من سیستم ترفيه را دوباره راه انداختم.

i adjusted the seatback angle until my lower back felt supported.

من زاویه صندلی را تنظیم کردم تا پشت پایین من حمایت شود.

his knees hit my seatback every time the bus went over a bump.

هر بار که اتوبوس روی یک تپه می رفت، زانوی او روی صندلی من ضربه می زد.

the safety card was tucked into the seatback pocket in front of me.

کارت امنیتی در کیف صندلی جلوی من جا گذاشته شده بود.

i wiped the seatback tray with a disinfecting wipe before eating.

قبل از غذا خوردن، من جعبه صندلی را با یک لیف از مواد ضدعفونی کننده پاک کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید