seigneuries

[ایالات متحده]/ˈseɪnjʊəri/
[بریتانیا]/ˈseɪnjʊri/

ترجمه

n. حقوق یا امتیازات یک لرد فئودال

عبارات و ترکیب‌ها

seigneury rights

حقوق سی‌نیوری

seigneury system

سیستم سی‌نیوری

seigneury land

زمین سی‌نیوری

seigneury title

عنوان سی‌نیوری

seigneury ownership

مالکیت سی‌نیوری

seigneury privileges

مزایای سی‌نیوری

seigneury estate

املاک سی‌نیوری

seigneury jurisdiction

قضاوت سی‌نیوری

seigneury obligations

وظایف سی‌نیوری

seigneury governance

حاکمیت سی‌نیوری

جملات نمونه

the seigneury was passed down through generations.

حقوق اشرافیتی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد.

he inherited the seigneury from his father.

او حقوق اشرافیتی را از پدرش به ارث برد.

the seigneury included vast lands and resources.

حقوق اشرافیتی شامل زمین‌ها و منابع وسیعی بود.

life on the seigneury was often hard for the peasants.

زندگی در حقوق اشرافیتی اغلب برای دهقانان سخت بود.

the lord of the seigneury held great power.

ارباب حقوق اشرافیتی قدرت زیادی داشت.

many stories are told about the seigneury's past.

داستان‌های زیادی در مورد گذشته حقوق اشرافیتی نقل می‌شود.

she worked tirelessly to maintain the seigneury.

او بی‌وقفه برای حفظ حقوق اشرافیتی تلاش کرد.

the seigneury was a symbol of feudal power.

حقوق اشرافیتی نمادی از قدرت فئودال بود.

visitors are fascinated by the history of the seigneury.

بازدیدکنندگان از تاریخ حقوق اشرافیتی مجذوب هستند.

he decided to sell the seigneury to pay off debts.

او تصمیم گرفت حقوق اشرافیتی را بفروشد تا بدهی‌های خود را پرداخت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید