self-confident smile
لبخند با اعتماد به نفس
be self-confident
با اعتماد به نفس باشید
self-confident manner
رفتار با اعتماد به نفس
becoming self-confident
در حال تبدیل شدن به با اعتماد به نفس
self-confident person
شخص با اعتماد به نفس
felt self-confident
احساس اعتماد به نفس کرد
appear self-confident
ظاهر با اعتماد به نفس
self-confident attitude
نگاه با اعتماد به نفس
acting self-confident
با اعتماد به نفس بازی کردن
was self-confident
با اعتماد به نفس بود
she gave a self-confident presentation to the board of directors.
او یک ارائه با اعتماد به نفس به هیئت مدیره داد.
he has a self-confident demeanor that puts people at ease.
او رفتاری با اعتماد به نفس دارد که باعث می شود مردم احساس آرامش کنند.
the self-confident candidate won the election by a landslide.
نامزد با اعتماد به نفس با یک پیروزی قاطع انتخابات را برد.
maintaining a self-confident attitude is key to success.
حفظ نگرشی با اعتماد به نفس کلید موفقیت است.
despite the challenges, she remained self-confident in her abilities.
با وجود چالش ها، او همچنان در توانایی های خود با اعتماد به نفس باقی ماند.
he displayed a self-confident smile as he accepted the award.
او در حالی که جایزه را می گرفت، لبخندی با اعتماد به نفس نشان داد.
the team's self-confident performance impressed the coach.
عملکرد با اعتماد به نفس تیم مربی را تحت تاثیر قرار داد.
she is a self-confident young woman with a bright future.
او یک زن جوان با اعتماد به نفس با آینده ای روشن است.
he approached the interview with a self-confident and professional attitude.
او با نگرشی با اعتماد به نفس و حرفه ای با مصاحبه روبرو شد.
building self-confident habits can improve your overall well-being.
ایجاد عادات با اعتماد به نفس می تواند به بهبود رفاه کلی شما کمک کند.
the self-confident speaker captivated the audience with her words.
سخنرانی با اعتماد به نفس با کلمات خود مخاطبان را مجذوب کرد.
self-confident smile
لبخند با اعتماد به نفس
be self-confident
با اعتماد به نفس باشید
self-confident manner
رفتار با اعتماد به نفس
becoming self-confident
در حال تبدیل شدن به با اعتماد به نفس
self-confident person
شخص با اعتماد به نفس
felt self-confident
احساس اعتماد به نفس کرد
appear self-confident
ظاهر با اعتماد به نفس
self-confident attitude
نگاه با اعتماد به نفس
acting self-confident
با اعتماد به نفس بازی کردن
was self-confident
با اعتماد به نفس بود
she gave a self-confident presentation to the board of directors.
او یک ارائه با اعتماد به نفس به هیئت مدیره داد.
he has a self-confident demeanor that puts people at ease.
او رفتاری با اعتماد به نفس دارد که باعث می شود مردم احساس آرامش کنند.
the self-confident candidate won the election by a landslide.
نامزد با اعتماد به نفس با یک پیروزی قاطع انتخابات را برد.
maintaining a self-confident attitude is key to success.
حفظ نگرشی با اعتماد به نفس کلید موفقیت است.
despite the challenges, she remained self-confident in her abilities.
با وجود چالش ها، او همچنان در توانایی های خود با اعتماد به نفس باقی ماند.
he displayed a self-confident smile as he accepted the award.
او در حالی که جایزه را می گرفت، لبخندی با اعتماد به نفس نشان داد.
the team's self-confident performance impressed the coach.
عملکرد با اعتماد به نفس تیم مربی را تحت تاثیر قرار داد.
she is a self-confident young woman with a bright future.
او یک زن جوان با اعتماد به نفس با آینده ای روشن است.
he approached the interview with a self-confident and professional attitude.
او با نگرشی با اعتماد به نفس و حرفه ای با مصاحبه روبرو شد.
building self-confident habits can improve your overall well-being.
ایجاد عادات با اعتماد به نفس می تواند به بهبود رفاه کلی شما کمک کند.
the self-confident speaker captivated the audience with her words.
سخنرانی با اعتماد به نفس با کلمات خود مخاطبان را مجذوب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید