self-flagellation

[ایالات متحده]/[ˈselfˌflæɡɪˈleɪʃən]/
[بریتانیا]/[ˈselfˌflæɡɪˈleɪʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل چرخاندن یا تکان دادن خود، اغلب به عنوان یک پاکیزگی دینی؛ یک روش مجازی از مجازات خود، اغلب با دینی افراطی ارتباط دارد؛ انتقاد یا انتقاد بیش از حد خود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

self-flagellation ritual

آیین خودمазیق

avoid self-flagellation

از خودمазیق پرهیز کنید

self-flagellation behavior

رفتار خودمазیق

stopping self-flagellation

توقف خودمазیق

history of self-flagellation

تاریخ خودمازیق

self-flagellation practice

عملیات خودمазیق

instance of self-flagellation

نمونه‌ای از خودمازیق

pattern of self-flagellation

الگوی خودمازیق

end self-flagellation

پایان خودمازیق

self-flagellation cycle

چرخه خودمазیق

جملات نمونه

the author's novel explores themes of guilt and self-flagellation.

roman نویسنده به موضوعاتی مانند شکم و مجازات کردن خود پرداخته است.

he engaged in a cycle of self-flagellation after failing the exam.

او پس از ناکامی در امتحان در یک چرخه مجازات کردن خود فروپاشید.

the play depicted a character consumed by intense self-flagellation.

در این نمایش یک شخصیت که به شدت تحت تأثیر مجازات کردن خود بود، نمایش داده شد.

her constant self-flagellation stemmed from a deep-seated insecurity.

مجازات کردن مداوم او از ناشی شد از ناامیدی عمیقی که درون او وجود داشت.

the therapist helped him understand the roots of his self-flagellation.

درمانگر او را در درک ریشه‌های مجازات کردن خود کمک کرد.

avoid engaging in unproductive cycles of self-flagellation and blame.

از ورود به چرخه‌های بی‌فایده مجازات کردن خود و اتهام گیری خودداری کنید.

the character's self-flagellation was a response to past trauma.

مجازات کردن خود شخصیت به عنوان پاسخی به آسیب‌های گذشته بود.

he recognized his self-flagellation as a defense mechanism.

او مجازات کردن خود را به عنوان یک مکانیسم دفاعی شناسایی کرد.

the poem vividly portrays the pain of self-flagellation.

این شعر درد مجازات کردن خود را به طور زیبایی نشان می‌دهد.

she sought therapy to break free from patterns of self-flagellation.

او درمان را جستجو کرد تا از الگوهای مجازات کردن خود آزاد شود.

his public display of self-flagellation was seen as performative.

نمایش عمومی مجازات کردن خود او به عنوان یک عمل نمایشی در نظر گرفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید