self-reward system
سیستم پاداش خودکار
self-rewarding work
کار پاداشدهنده
self-reward now
همین حالا پاداش بده
self-rewarding experience
تجربه پاداشدهنده
self-reward time
زمان پاداش خودکار
self-rewarding feeling
حس پاداشدهنده
self-reward later
بعداً پاداش بده
self-rewarding task
وظیفه پاداشدهنده
self-reward moment
لحظه پاداش خودکار
self-rewarding activity
فعالیت پاداشدهنده
she found self-rewarding to finish the challenging puzzle.
پیدا کردن پاداش درونی برای پایان دادن به معماهای چالشبرانگیز برایش لذتبخش بود.
the project offered a significant self-reward in terms of experience.
این پروژه از نظر تجربه، پاداش درونی قابل توجهی ارائه میداد.
he engaged in activities that provided a sense of self-reward.
او در فعالیتهایی شرکت میکرد که حس پاداش درونی را فراهم میکردند.
the self-reward of helping others motivated her to volunteer.
پاداش درونی کمک به دیگران، او را به داوطلب شدن ترغیب کرد.
it's important to find self-reward in everyday tasks.
مهم است که در کارهای روزمره به دنبال پاداش درونی باشیم.
the self-reward of mastering a new skill boosted his confidence.
پاداش درونی تسلط بر یک مهارت جدید، اعتماد به نفس او را افزایش داد.
she experienced a deep self-reward after completing the marathon.
او پس از تکمیل ماراتن، پاداش درونی عمیقی را تجربه کرد.
the self-reward of creative expression brought her joy.
پاداش درونی بیان خلاقانه، شادی را به او آورد.
he sought self-reward through personal growth and learning.
او از طریق رشد شخصی و یادگیری به دنبال پاداش درونی بود.
the self-reward of achieving a goal is incredibly satisfying.
پاداش درونی دستیابی به یک هدف، بسیار رضایتبخش است.
practicing mindfulness can lead to a greater sense of self-reward.
تمرین ذهنآگاهی میتواند به حس قویتری از پاداش درونی منجر شود.
self-reward system
سیستم پاداش خودکار
self-rewarding work
کار پاداشدهنده
self-reward now
همین حالا پاداش بده
self-rewarding experience
تجربه پاداشدهنده
self-reward time
زمان پاداش خودکار
self-rewarding feeling
حس پاداشدهنده
self-reward later
بعداً پاداش بده
self-rewarding task
وظیفه پاداشدهنده
self-reward moment
لحظه پاداش خودکار
self-rewarding activity
فعالیت پاداشدهنده
she found self-rewarding to finish the challenging puzzle.
پیدا کردن پاداش درونی برای پایان دادن به معماهای چالشبرانگیز برایش لذتبخش بود.
the project offered a significant self-reward in terms of experience.
این پروژه از نظر تجربه، پاداش درونی قابل توجهی ارائه میداد.
he engaged in activities that provided a sense of self-reward.
او در فعالیتهایی شرکت میکرد که حس پاداش درونی را فراهم میکردند.
the self-reward of helping others motivated her to volunteer.
پاداش درونی کمک به دیگران، او را به داوطلب شدن ترغیب کرد.
it's important to find self-reward in everyday tasks.
مهم است که در کارهای روزمره به دنبال پاداش درونی باشیم.
the self-reward of mastering a new skill boosted his confidence.
پاداش درونی تسلط بر یک مهارت جدید، اعتماد به نفس او را افزایش داد.
she experienced a deep self-reward after completing the marathon.
او پس از تکمیل ماراتن، پاداش درونی عمیقی را تجربه کرد.
the self-reward of creative expression brought her joy.
پاداش درونی بیان خلاقانه، شادی را به او آورد.
he sought self-reward through personal growth and learning.
او از طریق رشد شخصی و یادگیری به دنبال پاداش درونی بود.
the self-reward of achieving a goal is incredibly satisfying.
پاداش درونی دستیابی به یک هدف، بسیار رضایتبخش است.
practicing mindfulness can lead to a greater sense of self-reward.
تمرین ذهنآگاهی میتواند به حس قویتری از پاداش درونی منجر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید