self-sabotaging

[ایالات متحده]/[ˈself ˈsæbətɪdʒɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈself ˈsæbətɪdʒɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به گونه‌ای عمل کردن که تلاش‌ها یا موفقیت‌های خود را زیر پا می‌گذارد.
adv. به گونه‌ای که تلاش‌ها یا موفقیت‌های خود را زیر پا می‌گذارد.
adj. مایل به زیر پا گذاشتن تلاش‌ها یا موفقیت‌های خود؛ مضر.

عبارات و ترکیب‌ها

self-sabotaging behavior

رفتار خودتخریبی

self-sabotaging tendencies

میل‌های خودتخریبی

being self-sabotaging

بودن خودتخریبی

self-sabotaging actions

اقدامات خودتخریبی

self-sabotaging patterns

الگوهای خودتخریبی

stop self-sabotaging

توقف خودتخریبی

self-sabotaging cycle

چرخه خودتخریبی

self-sabotaging ways

روش‌های خودتخریبی

self-sabotaging thoughts

فکرهای خودتخریبی

جملات نمونه

it's frustrating to see him self-sabotaging his career with poor decisions.

دیدن او که با تصمیمات بد خود را نابود می‌کند، خسته‌کننده است.

she realized she was self-sabotaging her relationships due to low self-esteem.

او متوجه شد که به دلیل پایین بودن اعتماد به نفس، روابط خود را نابود می‌کند.

his constant procrastination was a classic case of self-sabotaging behavior.

تاخیر مداوم او یک مورد کلاسیک از رفتارهای نابود کننده خود بود.

are you self-sabotaging your chances of success by giving up too soon?

آیا شما با آن که زودتر تسلیم می‌شوید، شانس موفقیت خود را نابود می‌کنید؟

i was self-sabotaging my progress by doubting my abilities constantly.

من به دلیل شک در توانایی‌های خود به طور مداوم، پیشرفت خود را نابود می‌کردم.

the team's self-sabotaging tendencies hindered their ability to win.

ریشه‌های نابود کننده خود تیم، توانایی آن‌ها را برای پیروز شدن محدود کرد.

she stopped herself from applying for the job, self-sabotaging her own potential.

او خود را از اینکه برای شغل اقدام کند، بازگرداند و پتانسیل خود را نابود کرد.

he engaged in self-sabotaging actions after experiencing a setback.

پس از تجربه یک ضربه، او در رفتارهای نابود کننده خود مشارکت کرد.

recognizing the pattern, she sought help to stop self-sabotaging her goals.

پس از شناسایی الگو، او کمک گرفت تا اهداف خود را نابود نکند.

it's a self-sabotaging cycle of negativity and self-doubt.

این یک چرخه نابود کننده از منفی بودن و شک در خود است.

they were self-sabotaging their efforts with unnecessary conflict.

آن‌ها تلاش‌های خود را با درگیری‌های غیرضروری نابود می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید