sepulchered remains
بقایای مدفونشده
sepulchered memories
خاطرات مدفونشده
sepulchered secrets
رازهای مدفونشده
sepulchered past
گذشتهی مدفونشده
sepulchered hopes
امیدهای مدفونشده
sepulchered dreams
رویاهای مدفونشده
sepulchered love
عشق مدفونشده
sepulchered thoughts
افکار مدفونشده
sepulchered artifacts
اشیای مدفونشده
sepulchered legends
افسانه های مدفونشده
she sepulchered her beloved pet in the backyard.
او حیوان خانگی مورد علاقه خود را در حیاط پشتی به خاک سپرد.
the ancient king was sepulchered in a grand tomb.
شاه باستانی در یک مقبره بزرگ به خاک سپرده شد.
they sepulchered the remains with great respect.
آنها بقایای را با احترام فراوان به خاک سپردند.
many legends surround the sepulchered warriors.
افسانهها دور و بر جنگجویان مدفون شده فراوانند.
the sepulchered artifacts were discovered during excavation.
اشیای مدفون شده در حین کاوش کشف شدند.
he sepulchered his dreams deep within his heart.
او رویاهایش را عمیقاً در قلب خود به خاک سپرد.
they sepulchered their past mistakes and moved on.
آنها اشتباهات گذشته خود را به خاک سپردند و به جلو رفتند.
the sepulchered history of the city is fascinating.
تاریخچه مدفون شده شهر جذاب است.
she sepulchered her fears and embraced new opportunities.
او ترسهای خود را به خاک سپرد و از فرصتهای جدید استقبال کرد.
the sepulchered love letters were found in the attic.
نامههای عاشقانه مدفون شده در زیرزمین پیدا شدند.
sepulchered remains
بقایای مدفونشده
sepulchered memories
خاطرات مدفونشده
sepulchered secrets
رازهای مدفونشده
sepulchered past
گذشتهی مدفونشده
sepulchered hopes
امیدهای مدفونشده
sepulchered dreams
رویاهای مدفونشده
sepulchered love
عشق مدفونشده
sepulchered thoughts
افکار مدفونشده
sepulchered artifacts
اشیای مدفونشده
sepulchered legends
افسانه های مدفونشده
she sepulchered her beloved pet in the backyard.
او حیوان خانگی مورد علاقه خود را در حیاط پشتی به خاک سپرد.
the ancient king was sepulchered in a grand tomb.
شاه باستانی در یک مقبره بزرگ به خاک سپرده شد.
they sepulchered the remains with great respect.
آنها بقایای را با احترام فراوان به خاک سپردند.
many legends surround the sepulchered warriors.
افسانهها دور و بر جنگجویان مدفون شده فراوانند.
the sepulchered artifacts were discovered during excavation.
اشیای مدفون شده در حین کاوش کشف شدند.
he sepulchered his dreams deep within his heart.
او رویاهایش را عمیقاً در قلب خود به خاک سپرد.
they sepulchered their past mistakes and moved on.
آنها اشتباهات گذشته خود را به خاک سپردند و به جلو رفتند.
the sepulchered history of the city is fascinating.
تاریخچه مدفون شده شهر جذاب است.
she sepulchered her fears and embraced new opportunities.
او ترسهای خود را به خاک سپرد و از فرصتهای جدید استقبال کرد.
the sepulchered love letters were found in the attic.
نامههای عاشقانه مدفون شده در زیرزمین پیدا شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید