sepulchred

[ایالات متحده]/sɪˈpʌlkəd/
[بریتانیا]/səˈpʌlkərd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک sepulchre

عبارات و ترکیب‌ها

sepulchred remains

بقایای مدفون‌شده

sepulchred silence

سکوت مدفون‌شده

sepulchred memories

خاطرات مدفون‌شده

sepulchred past

گذشته‌ی مدفون‌شده

sepulchred souls

ارواح مدفون‌شده

sepulchred echoes

پژواک‌های مدفون‌شده

sepulchred thoughts

افکار مدفون‌شده

sepulchred heart

قلب مدفون‌شده

sepulchred love

عشق مدفون‌شده

sepulchred dreams

رویاهای مدفون‌شده

جملات نمونه

the ancient king was sepulchred in a grand tomb.

شاه باستانی در یک مقبره باشکوه به خاک سپرده شد.

they sepulchred their beloved pet in the backyard.

آنها حیوان خانگی مورد علاقه خود را در حیاط پشتی به خاک سپردند.

the soldiers were sepulchred with honors after the battle.

سربازان پس از نبرد با افتخار به خاک سپرده شدند.

she felt sepulchred by the weight of her responsibilities.

او احساس می‌کرد که تحت بار مسئولیت‌هایش به خاک سپرده شده است.

the sepulchred remains revealed much about ancient cultures.

آثار باستانی به جا مانده، اطلاعات زیادی در مورد فرهنگ‌های باستانی آشکار کرد.

he was sepulchred in the family plot, surrounded by loved ones.

او در قطعه خانوادگی، در میان عزیزانش به خاک سپرده شد.

legends say that the sepulchred treasure is cursed.

افسانه ها می‌گویند که گنج به خاک سپرده شده نفرین شده است.

the sepulchred warriors were honored with a memorial service.

جنگجویان به خاک سپرده شده با یک مراسم یادبود مورد تجلیل قرار گرفتند.

in literature, the sepulchred past often haunts the present.

در ادبیات، گذشته به خاک سپرده شده اغلب حال را آزار می‌دهد.

the sepulchred remains were discovered during the excavation.

آثار باستانی به جا مانده در حین حفاری کشف شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید