well-groomed

[ایالات متحده]/wɛlˈɡruːmd/
[بریتانیا]/wɛlˈɡrumd/

ترجمه

adj. مرتب و منظم پوشیده شده یا نگهداری شده.

عبارات و ترکیب‌ها

well-groomed man

مرد آراسته

well-groomed appearance

ظاهر آراسته

being well-groomed

آراستگی

looked well-groomed

ظاهر آراسته ای داشت

well-groomed woman

زن آراسته

always well-groomed

همیشه آراسته

quite well-groomed

بسیار آراسته

well-groomed pets

حیوانات خانگی آراسته

be well-groomed

آراسته باشید

very well-groomed

بسیار آراسته

جملات نمونه

the well-groomed gentleman exuded confidence and charm.

آقای خوش‌تیپ، اعتماد به نفس و جذابیت از خود نشان می‌داد.

her well-groomed poodle was the envy of the dog park.

سگ پودل خوش‌تیپ او، مورد حسادت پارک سگ‌ها بود.

he always presented a well-groomed appearance, even on casual days.

حتی در روزهای غیررسمی، همیشه با ظاهری آراسته ظاهر می‌شد.

the well-groomed athlete prepared meticulously for the competition.

ورزشکار خوش‌تیپ، برای مسابقه به طور دقیق آماده می‌شد.

i admired her well-groomed lawn and vibrant flower garden.

من به چمن‌زار مرتب و زیبای او و باغچه گل‌های پر جنب و جوشش افتخار می‌کردم.

the well-groomed horse stood proudly in the stable.

اسب خوش‌تیپ با غرور در طویله ایستاده بود.

he maintained a well-groomed beard and a sharp haircut.

او یک ریش آراسته و یک مدل موی مرتب را حفظ می‌کرد.

the well-groomed singer captivated the audience with her stage presence.

خواننده خوش‌تیپ با حضور روی صحنه، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she arrived at the interview looking impeccably well-groomed.

او با ظاهری بسیار آراسته در مصاحبه حاضر شد.

the well-groomed landscape showcased the gardener's dedication.

منظره‌پردازی مرتب، تعهد باغبان را نشان می‌داد.

a well-groomed appearance can make a positive first impression.

ظاهری آراسته می‌تواند یک تأثیر اولیه‌ی مثبت ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید