well-groomed man
مرد آراسته
well-groomed appearance
ظاهر آراسته
being well-groomed
آراستگی
looked well-groomed
ظاهر آراسته ای داشت
well-groomed woman
زن آراسته
always well-groomed
همیشه آراسته
quite well-groomed
بسیار آراسته
well-groomed pets
حیوانات خانگی آراسته
be well-groomed
آراسته باشید
very well-groomed
بسیار آراسته
the well-groomed gentleman exuded confidence and charm.
آقای خوشتیپ، اعتماد به نفس و جذابیت از خود نشان میداد.
her well-groomed poodle was the envy of the dog park.
سگ پودل خوشتیپ او، مورد حسادت پارک سگها بود.
he always presented a well-groomed appearance, even on casual days.
حتی در روزهای غیررسمی، همیشه با ظاهری آراسته ظاهر میشد.
the well-groomed athlete prepared meticulously for the competition.
ورزشکار خوشتیپ، برای مسابقه به طور دقیق آماده میشد.
i admired her well-groomed lawn and vibrant flower garden.
من به چمنزار مرتب و زیبای او و باغچه گلهای پر جنب و جوشش افتخار میکردم.
the well-groomed horse stood proudly in the stable.
اسب خوشتیپ با غرور در طویله ایستاده بود.
he maintained a well-groomed beard and a sharp haircut.
او یک ریش آراسته و یک مدل موی مرتب را حفظ میکرد.
the well-groomed singer captivated the audience with her stage presence.
خواننده خوشتیپ با حضور روی صحنه، مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she arrived at the interview looking impeccably well-groomed.
او با ظاهری بسیار آراسته در مصاحبه حاضر شد.
the well-groomed landscape showcased the gardener's dedication.
منظرهپردازی مرتب، تعهد باغبان را نشان میداد.
a well-groomed appearance can make a positive first impression.
ظاهری آراسته میتواند یک تأثیر اولیهی مثبت ایجاد کند.
well-groomed man
مرد آراسته
well-groomed appearance
ظاهر آراسته
being well-groomed
آراستگی
looked well-groomed
ظاهر آراسته ای داشت
well-groomed woman
زن آراسته
always well-groomed
همیشه آراسته
quite well-groomed
بسیار آراسته
well-groomed pets
حیوانات خانگی آراسته
be well-groomed
آراسته باشید
very well-groomed
بسیار آراسته
the well-groomed gentleman exuded confidence and charm.
آقای خوشتیپ، اعتماد به نفس و جذابیت از خود نشان میداد.
her well-groomed poodle was the envy of the dog park.
سگ پودل خوشتیپ او، مورد حسادت پارک سگها بود.
he always presented a well-groomed appearance, even on casual days.
حتی در روزهای غیررسمی، همیشه با ظاهری آراسته ظاهر میشد.
the well-groomed athlete prepared meticulously for the competition.
ورزشکار خوشتیپ، برای مسابقه به طور دقیق آماده میشد.
i admired her well-groomed lawn and vibrant flower garden.
من به چمنزار مرتب و زیبای او و باغچه گلهای پر جنب و جوشش افتخار میکردم.
the well-groomed horse stood proudly in the stable.
اسب خوشتیپ با غرور در طویله ایستاده بود.
he maintained a well-groomed beard and a sharp haircut.
او یک ریش آراسته و یک مدل موی مرتب را حفظ میکرد.
the well-groomed singer captivated the audience with her stage presence.
خواننده خوشتیپ با حضور روی صحنه، مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she arrived at the interview looking impeccably well-groomed.
او با ظاهری بسیار آراسته در مصاحبه حاضر شد.
the well-groomed landscape showcased the gardener's dedication.
منظرهپردازی مرتب، تعهد باغبان را نشان میداد.
a well-groomed appearance can make a positive first impression.
ظاهری آراسته میتواند یک تأثیر اولیهی مثبت ایجاد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید